از بین بردن بوی زهم مرغ در موقع پختن:
در موقع پختن مرغ برای از بین بردن بوی زهم آن چند عدد هویج حلقه شده به آن اضافه کنید با این کار هم بوی مرغ از بین می رود و هم طعم بهتری پیدا می کند .
از بین بردن بوی زهم مرغ در موقع پختن:
در موقع پختن مرغ برای از بین بردن بوی زهم آن چند عدد هویج حلقه شده به آن اضافه کنید با این کار هم بوی مرغ از بین می رود و هم طعم بهتری پیدا می کند .
روغن جلا
از صمغ محلول در حلالهای مختلف تهیه میشود. پس از تبخیر حلال، یک لایه شفاف با ته رنگ قهوه ای از خود باقی میگذارد. روغن جلا میتواند مات، جوهری یا براق باشد. این پرداخت در مبلمان آنتیک و مدلهای شبه آنتیک به کار میرود.
منبع:مجله اينترنتي فريا برگرفته از سايت bhg.com
واکس
واکس یک لایه محافظ برای پرداخت نهایی است و در عین حال ظاهری طبیعی دارد. ممکن است واکس موجب شود که چوب تا حدی تیره تر شود و گاهی لازم است که آن را در دوره هایی منظم به روی چوب مالید. واکس هرچه بیشتر با پارچه جلا یابد، براقتر میشود. واکس برای افزودن به مقاومت و براقتر کردن سطح چوب بر روی لاک الکل، روغن جلا یا یک پرداخت روغنی نیز به کار میرود.
منبع:مجله اينترنتي فريا برگرفته از سايت bhg.com
رنگهای جوهری
رنگدانه های این نوع رنگ در درون بافت چوب نفوذ میکنند و رنگ طبیعی آنرا تغییر میدهند. این نوع رنگ به صورت ترکیب با پرداختهای دیگر نیز استفاده میشود و وجود آن دال بر متفاوت بودن چوب اصلی با آنچه که میبینیم است. برای مثال، محصولات چوبی که با رنگ ماهوگانی کار شده اند، در اصل از چوب غان هستند و به رنگ ماهوگانی درآمده اند. چوبی که با رنگ جوهری رنگ آمیزی میشود، دارای پرداختی شفاف است.
لاک الکل
این پوشش از صمغ محلول در الکل تهیه میشود که پس از تبخیر الکل، پوششی شفاف بر چوب باقی میگذارد. لاک الکل به سادگی آسیب میبیند و لکه آب و مواد دیگر بر روی آن بر جا میماند. این ماده معمولا به عنوان سیلر (آستری) به کار میرود.
منبع:مجله اينترنتي فريا برگرفته از سايت bhg.com
روغن
منظور از روغن، انواع روغن بزرک و سایر روغنهایی هستند که در چند لایه بر روی سطح چوب مالیده میشوند و سپس اضافه آن پس از مالیدن هر لایه، پاک میشود. نتیجه چوبی با ظاهر طبیعی و رنگ و بافت تقویت شده است. پرداختهای روغنی بسیار ظریف و کم مقاومند اما به سادگی میتوان آنها را ترمیم کرد.
رنگ
رنگ براق یا نیمه براق معمولا برای چوبهای نامرغوب به کار میرود تا عیوب آنرا پنهان کند. البته مبلمان تهیه شده با چوب رنگ شده در هر سبکی به وفور یافت میشود و همواره پرطرفدار بوده است.رنگ به اشکال مختلف و تنوع بسیار بر روی چوب استفاده میشود.
لعاب
رنگ براق یا نیمه براقی است که بر روی یک یا چند لایه رنگ آستر قرارمیگیرد. این روش رنگ و بافت چوب را پنهان میکند و سطحی محکم، ضد خش و قابل تمیز کردن به وجود میآورد.
منبع:مجله اينترنتي فريا برگرفته از سايت bhg.com
منبع:مجله اينترنتي فريا برگرفته از سايت bhg.com
بلیچ یا سفیدکردن
این روش رنگ چوب را روشنتر میکند و بعضی از انواع چوب با بلیچ کردن به کلی سفید میشوند اما همچنان بافت خود را نشان میدهند. یک پوشش شفاف مانند لاک بر روی چوب سفید شده کشیده میشود.
منبع:مجله اينترنتي فريا برگرفته از سايت bhg.com
انتخاب نوع پرداخت چوب
برای نو کردن وسایل چوبی لازم نیست هزینه زیاد صرف کنید. کافیست راههای نو کردن وسایل چوبی خود را بدانید. بدین صورت دیگر نه تنها نیاز به خرید وسایل نو ندارید، بلکه میتوانید با دانستههای خود طرحهای جدید ایجاد نموده و از زندگی خود لذت بیشتری ببرید.
قاشق های دسته بلند زندگی
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
آیا شیطان وجود دارد؟
آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟![]()
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
شهریور
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.
برگرفته از مطالب گروه مارشال مدرن
Slow Dance
This is a poem
written by a teenager with cancer.
She wants to see how many
people get her poem.
It is quite the poem. Please pass it on.
This
poem was written by a terminally ill young girl in a
New York
Hospital .
It was sent
by
a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement
AFTER THE POEM.
SLOW DANCE
Have you ever
watched kids
On a merry-go-round?
Or listened to
the rain
Slapping on the ground?
Ever followed a
butterfly's erratic flight?
Or gazed at the sun into the fading
night?
You better slow down.
Don't dance so fast.
Time is short.
The music won't last.
Do you run through each day
On the fly?
When you ask How are you?
Do you hear the reply?
When the day is done
Do you lie in your bed
With the next hundred chores
Running through your head?
You'd better slow down
Don't dance so fast.
Time is short.
The music won't last.
Ever told your child,
We'll do it tomorrow?
And in your haste,
Not see
his
sorrow?
Ever lost touch,
Let a good
friendship die
Cause you never had time
To call
and say,'Hi'
You'd better slow down.
Don't dance
so fast.
Time is short.
The music won't
last.
When you run so fast to get somewhere
You
miss half the fun of getting there.
When you worry and hurry
through your day,
It is like an unopened
gift....
Thrown away.
Life is not a
race.
Do take it slower
Hear the
music
Before the song is over.
Been thinking of you lately
I've wondered how you are
Thought about the last time
We danced among the stars
Night was so inviting
Filled with sweet romance
Feel your arms around me
Now I'm in a trance
Want you here beside me
So we can reminisce
Just one fleeting moment
I feel your gentle kiss
There among the moonbeams
Glistening with light
Hearts are beating softly
Such magic in the night
Close my eyes and wish now
Want you to be near
Standing right beside me
Makes everything so clear
Come a little closer
You're right where you belong
Dancing on the soft white clouds
To our very special song.
Moment filled with memories
She stoops to fix her shoe
Her heart is racing quickly
Her dress rehearsal due
Stage is like an ocean
Where crystals seems to shine
Beckons her to dance upon
Reflections of life's time
Suddenly she rises
She sees the magic there
Running in a gust of wind
She dances with great flair
Movement of a willow
So gracious as she sways
Gentle sounds of orchestra
Each step her grand ballet
Destiny is born now
Her graceful moves divine
Pirouettes across the stage
Her shadow now aligns
Dance of life begins now
Her music special score
Bowing for the audience
She hears the words encore.
Do you know I love you
That each and every day
I wake up with the thought of you
Within my heart you stay
See me as I smile at you
With love I want to share
Awakening in dreams of love
Forever you are there
Hear the words I whisper
Though they're in my heart
Echoes of these thoughts I have
My eyes will now impart
See the glow as you come by
The joy that lives in me
I wear my heart upon my sleeve
So great the hope you'll see
Each day before I go to sleep
You are on my mind
Smile pursed sweetly on my lips
My heart in yours entwined
Say that you will feel this love
Wherever you may go
Upon my heart I carry you
Like waves of ocean flow
Out of the shadows
With light that appears
Heart is awakened
With peaceful premiere
Silence in wisdom
Knowing it's source
Found with compassion
No longer distraught
Look for the answers
They lie deep within
Heart of new solace
Words gently begin
No fear that haunts me
I'm safe and so sound
World draped in softness
This joy will abound
Reaching to others
With compassion designed
Heart of a woman
With love now enshrined
Out of the shadows
Her heart now to share
Giving to others
With love so aware.
Sweet the petals of the Rose
Scented soft with dew
Velvet touch so beautiful
Reminds me so of you
When I see you in a room
No one else is there
Only you and I alone
Such rapture we do share
Close my eyes and see you
With stardust in your hair
Glistens like an angel's glow
This sparkle that you wear
Love that fills me tenderly
It makes me smile this day
Thinking of the way you look
The softness you display
You are always in my thoughts
With fragrance that's divine
Moving like a silhouette
Your shadow next to mine
Heart abounds with love for you
Love's gentle sweet refrain
When I see this flower bloom
My thoughts of you remain
Because of you my life so filled
With love beyond compare
Like moonbeams in a meadow
You're glow is what I wear
You fill my life with beauty
You capture softest wings
With gentle winds of nature
In rhapsodies that sing
With love that you have given
With heart so deep with care
I feel like this is magic
You rapture everywhere
Twirling in the breezes
With heart that feels so light
Knowing you're my treasure
You make my life so bright
Captured in this presence
Forever we are bound
To hold on to each other
A treasure we have found
See the stars above us
Forever they will be
Glistening with sparkles
Just made for you and me.
Pure Of Heart
These days I will remember
This moment of our time
The beauty that I see in you
Reflections that will bind
Let me fix your bonnet
You always fill my heart
You are my little princess
My precious gem of art
You are my life's sweet treasure
Each day of life is bliss
Watching you with pleasure
My child a little Miss
Mother is so proud of you
Heart glows radiantly
Each day a sweet emergence
Of the Lady you will be
This joy of my life's beauty
Within your life entwined
I give to you my caring
I watch your heart designed
I know as we grow older
Life's friendship will combine
For you are all the essence of
My dreams in life defined
NOT A STORY BUT A TRUE INCIDENT
An Iranian man walks into a bank in
New York City and asks for the loan officer.
He tells the loan officer that he is going to Iran on
business
for two weeks and needs to borrow $5,000.
The bank officer tells him that the bank
will need some form of security for the loan,
so the Iranian man hands over the keys
and documents of new Ferrari parked
on the street in front of the bank.
He produces the title and everything checks out.
The loan officer agrees to accept
the car as collateral for the loan.
The bank's president and its officers
all enjoy a good laugh at the Iranian
for using a $250,000 Ferrari
as collateral against a $5,000 loan.
An employee of the bank then
drives the Ferrari
into the bank's underground garage and parks it there.
Two weeks later, the Iranian returns,
repays the $5,000 and the interest,
which comes to $15.41.
The loan officer says,
"Sir, we are very happy to have had your
business,
and this transaction has worked out very nicely,
but we are a little puzzled.
While you were away,
we checked you out and found that you are a multi
millionaire.
What puzzles us is, why would you bother to borrow "$5,000" ?
The Iranian replies:
"Where else in New York City can I park my car
for two weeks for only $15.41
and expect it to be there when I return'"
Ah, the mind of the Iranian...
This is why Iran is shining
Interview With God
I dreamed I had an interview with GOD
“So you would like to interview me?” God asked
“If you have the time,” I said.
God smiled
“My time is eternity…
… What questions do you have in mind for me”
“what surprises you most about humankind?”
GOD answered…
“ that they get bored with childhood,
they rush to grow up,
and then long to be
children again,”
“that they lose their
health to make money….
And then lose their money
To restore their health.”
“that by thinking anxiously
about the future,
they forget the present,
such that they live in neither the present
Nor the future,”
“that they live as if
they will never die,
and die as though
they have never lived.”
God’s hand took mine
And we were silent for a while.”
And then I asked,
“as a parent,
what are some of the life’s lessons want your children to learn?”
“to learn they can not
make anyone love them.
All they can do is
Let themselves be loved.”
“to learn that it is not good
to compare themselves to others.”
“ to learn that is only takes a few seconds to open profound wounds in those they love
and it can take many years to heal them.”
“to learn that a rich person
is not the one who has the most,
but is one who needs the least.”
“to learn that there are people who love them dearly, but simply do not yet know.
How to express or show their feelings.”
“ to learn that two people can look at the same thing & see it differently.”
Themselves.” “to learn that it is not enough that they forgive one another,
but they must also forgive
“thank you for your time, “I said humbly.
“ is there anything else you’d like your children to know?”
God smiled & said…
“just know that I’m here.”
“Always.”
ده اتفاق برتر باستان شناسي جهان در سال گذشته/ تاریخ دوباره نوشته میشود؟
هر روزه اتفاقاتي مختلفي در حوزه باستان شناسي رخ مي دهد كه باعث مي شود اسرار دنياي باستان هر يك پس از ديگري افشا شود.
باستان شناسي قبل از اين كه يك علم كاملآ دانشگاهي به شمار رود يك هنر براي پيوند زدن يافته ها با شواهد تاريخي است . هنري كه با پيوند زدن زنجيرهاي كوچكي كه در دنياي باستان شناسي وجود دارد باعث مي شود تا پازل ديگري بر گمشده هاي دنياي باستان اضافه شود.
از ديگر سو شايد مهمترين اصل در علم باستان شناسي صبوري و مطالعات زياد باستان شناسان باشد كه باعث مي شود اين علم نسبت به ديگر علوم رنگ و رويي ديگر به خود بگيرد.
اصولآ در حوزه باستان شناسي يا مطالعات دامنه دار است و طولاني كه بر روي يك محوطه تاريخي به طور متناوب و در طول مدت چند سال صورت مي گيرد و يا آنكه بر اثر يك اتفاق يا كاووشي يكباره قطعه ديگري از اين پازل براي بيان حقايق بيشتري از تاريخ رو مي شود.
اما در ميان اتفاقاتي كه در حوزه باستان شناسي رخ مي دهد برخي از اين اتفاقات به خود شكل ديگري مي گيرند و با توجه به نوع كشف و برد جهاني و مسايل ديگري كه نشان از چگونگي زندگي انساني در دوران باستان دارد از همه بيشتر جلوه مي كند..
اين اتفاقات كه در دنياي باستان شناسي تنها هر از چند گاهي رخ مي دهد و شايد در برخي موارد سالها صبر و حوصله را مي طلبد در سال گذشته ميلادي در ده مورد باعث شد تا شگفتي باستان شناسان و علاقه مندان به علم باستان شناسي را بر انگيزد.
اين ده مورد اكتشاف كه از ابتداي سال گذشته ميلادي تا انتهاي آن مورد بررسي قرار گرفت تا آنجا پيشرفت رفته است ، كه در برخي از اين موارد، روند مطالعاتي دانشمندان اين حوزه را به سمت و سويي جديد تر رهنمون ساخت.
در اين مطلب به اختصار به ده كاووش برتر باستان شناسان سراسر جهان اشاره شده است.
10
- مردان نمكي از نوع ايراني
كشف آخرين مرد نمكي در معدن چهر آباد زنجان يكي از مهمترين موضوعات علمي حوزه باستان شناسي جهان در سال گذشته به شمار رفت.
اوايل سال گذشته هشت نمونه از پارچه هايي که در لباس مردان نمکي استفاده شده و همچنين بافت هاي نرم بدن آن ها براي انجام آزمايش هايي که قدمت اجساد را مشخص کند به دانشگاه آکسفورد فرستاده شده كه درانتها مشخص شد كه مرد نمکي شماره 2 تقريبا همزمان با مرد شماره 1 در يك هزار و 800 سال پيش يعني اواخر دوره اشکاني در معدن مدفون شده است.
بر خلاف تصوري که تا کنون وجود داشت نتيجه آزمايش روي مردان شماره 3و4 نيز نشان داد که آنها در حدود 500 سال پيش از مردان شماره 1و2 يعني در حدود 2300سال پيش و نزديک به دوره هخامنشي در اثر ريزش معدن مرده اند .
نتيجه آزمايشات حاکي از آن بود که معدن چهر آباد نخستين بار در حدود 2500 سال پيش مورد بهره برداري قرار گرفته و 2300 سال پيش براي نخستين بار ريزش کرده است .
بر اساس عقيده باستان شناسان مردان نمکي شماره 4،3و5 در نخستين ريزش معدن کشته شدند و وقتي حدود 500 سال بعد دوباره معدن به بهره برداري مي رسد ،يک بار ديگر ريزش کرده و مردان شماره 1و2 را زير آوار مدفون مي کند. پيدا شدن آخرين مرد نمكي نشان داد كه اين موميايي هاي طبيعي يكي از معدود پديده هاي باستاني هستند كه به واسطه قرار گرفتن در نمك حاوي اطلاعات مهمي در اين زمينه هستند.
9- مقبره عجيب مصري
اما ديگر اكتشاف عجيب دنياي باستان شناسي كه جنجال فراواني را در ميان محافل علمي جهان به پا كرد كشف مقبره اي غير معمولي از نديم يكي از فراعنه در يكي از اهرام مصر بود .
اين اكتشاف كه در 21 مي 2007 روي داد بسياري از باستان شناسان را شگفت زده كرد.. باستان شناسان پس از وارد شدن به اين مقبره با تنديس هاي كوچكي از انسان ها روبرو شدند كه هر يك به كاري مشغول بودند.
تنديسي مشغول درست كردن نان بود و تنديسي ديگر كارگراني را نشان مي داد كه در در حال حمل بار بودند .كشف اين تنديس هاي كوچك در اين مقبره اتفاق نامعمولي را روايت مي كرد كه در فرهنگ مصريان باستاندر چهار هزار سال پيش وجود داشته است.
فراعنه مصر اعتقادات مختلفي داشتند كه اعتقاد زندگي پس از مرگ شايد مهمترين اين روياها به شمار مي رفت و اهرام در واقع قصرهایی برای این زندگی دوباره آنها به شمار می آمد که با اتاقهای متعدد و لوازم مجلل آماده شده و برای فرعون خوردنی وآشامیدنی و مال و ثروت کافی در آن قرار داده می شد.
اما آنكه باستان شناسان در يكي از اين اهرام با مقبره نديمي روبرو شوند كه زماني براي ايشان به خدمت مشغول بوده است نكته اي بودكه در رفتارهاي مصريان باستان تاكنون به چشم نخورده است.
8 - مومياي يخي دختر نوجوان
شايد يكي از اعجاب بر انگيز ترين كشفيات دنياي باستان شناسي در سال گذشته نمايش موميايي يخي از يكي از مردمان قوم اينكا بود كه يازدهم سپتامبر سال گذشته صورت گرفت.
اين موميايي يخ زده در واقع دختر نوجواني بودكه نزديك به پانصد سال قبل مرده بود و جسدش به طور كامل
سالم مانده بود.
اين موميايي در واقع در سال 1995 توسط كوهنوردان پرويي پيدا شده بود و به موميايي آيسميدن نيز مشهور است.
برخي باستان شناسان معتقدند آيس ميدن پرويي در واقع يك دختر 14-12 سالهاي است كه در حدود 500 سال قبل توسط قديسين اينكا براي خشنودي خدايانشان قرباني شد .اين موميايي پس از سالها براي اولين بار در آرژانتين به نمايش در آمد.
7- اسكلت هاي عشاق
اسكلت هاي عشاق يا اسكلت هاي ولنتاين ديگر كشف مهم باستان شناسان در سال گذشته بود . اين دو اسكلت عصر نو سنگي كه در سيزدهم فوريه سال گذشته شناخته شدند اسكلت مرد و زني بودند كه سالها بي صدا در كنار هم دفن شده بودند .
باستان شناسان پس از مطالعه روي دندانهاي اين اسكلتها كه كاملآ دستنخورده باقي مانده بودند مشخص شد كه ، اين عشاق در جواني و حدود 5 تا 6 هزار سال پيش در اين گور دفن شدهاند.
كشف اين اسكلت ها از آنجا در نوع خود منحصر به فرد به شمار رفت چرا كه كه كشف تدفين دوتايي مربوط به عصر نوسنگي تاكنون در هيچ گزارش باستان شناسي ديده نشده است.
محل دفن اين اسكلت ها هنگام عمليات ساختوساز يك كارخانه در حومه مانتوآ كشف شد. در كنار اسكلتهاي اين زوج، باستانشناسان ابزار سنگي نظير پيكان و چاقو هم يافتند.
كشف اين اسكلت هاي پر رمز و راز كه در وروناي ايتاليا پيدا شدند باعث شد تا بسياري را بر آن دارد كه به اين 2 اسكلت لقب اسكلت هاي رومئو و ژوليت را بدهند . اين موضوع در حالي بود كه حتي بسياري پا را فراتر از اين موضوع گذاشتند و عقيده داشتند اين اسكلت ها ، اصلآمتعلق به اين دو معشوقه تاريخي بوده است كه در وروناي ايتاليا پيدا شدند.
دليل ايشان براي اين امر آن بود كه اين اسكلت ها دقيقآ در جنوب مانتوآ واقع در 25 مايلي جنوب ورونا جايي كه شكسپير داستان رومئو و ژوليت خود را در آنجا خلق كرد، كشف شده است.
6- اهرام باستاني ژاپن
كشف اهرام باستاني زير آب در ژاپن نيز يكي از كشفيات مهم باستان شناسي در سال گذشته بود كه در 19 سپتامبر به وقوع پيوست.
اين كشف كه يكي از مهمترين كشف هاي چند سال اخير در حوزه باستان شناسي تاريخي ژاپن به شمار مي رود آنقدر براي دانشمندان اين كشور مهم جلوه كرد كه ايشان از اين شهر به عنوان آتلانتيس ژاپني ياد كردند.
آتلانتیس نام قاره ای است که بنا بر افسانه ها چندين هزار سال قبل بر اثر زلزله يا جنگ به زیر آب فرو رفته است .
مهمترین سند معتبر در مورد آتلانتیس نوشته های فیلسوف معروف یونانی افلاطون است که 3000 سال پیش اطلاعات مکتوب و جالبی را در مورد آتلانتیس از خود به جا گذاشته است. به گفته افلاطون این قاره مهد تمدنی بسیار عالی و پیشرفته بوده که نه تنها در زمینه تکنولوژی بلکه در تمام شاخه های علوم و هنر در حد عالی پیشرفته بوده است .
باستان شناسان ژاپني از اين سازه هاي زير آب بنام «ياناگوني جيما» ياد مي كنند كه در ترجمه معادل آتلانتيس ژاپني خواهد بود.
دانشمندان ژاپني معتقدند اين شهر زير آب ژاپني نيز همانند آتلانتيس 2000 سال پيشتر بر اثر زلزله به زير آب رفته است/.
5 –اولين ساكنان روم باستان
شايد يكي ديگر از كشفيات باستان شناسان كه در رديف 10 كشف بزرگ باستاني در سال گذشته قرار مي گيرد ، كشف غارهايي است كه اولين بنيان گذاران روم باستان براي سكونت از اين غارها استفاده مي كردند.
كاووشگران در بيست و ششم ژانويه سال گذشته به طور كاملآ اتفاقي به سازه هايي برخورد كردند كه به عقيده آنها اولين ساكنان رم در آنجا سكني گزيدند.
بر اساس تاريخ در بين قرون هفدهم و هجدهم قبل از ميلاد مهاجراني از آركادي ها از آئگين به سمت جنوب ايتاليا آمدند. اين گروه اولين ساكنان ايتاليا بودند. نام «ايتالوي» بعد از اينكه رومي ها اين منطقه را فتح كردند، متداول شد.
بر طبق افسانه ها يك زن گرگ نما از ساكنان اوليه و بنيانگذاران اين رم نگهداري مي كرده است كه اين زن افسانه اي در اين منطقه زندگي كرده و در انتها نيز در آنجا مرده و به خاك سپرده شده است.
4- كشف قبر مسيح
همه چيز از يك گروه فيلم برداري شروع مي شود كه به دنبال قبر مسيح در بيت المقدس مي گردد.تا آ»كه اين گروه پس از تلاش فراوان قبري را رونمايي مي كنند كه به گفته ايشان اين قبر جسد مسيح ناصري را در دل خود پنهان داشته است.
اين گروه فيلم برداري حتي پا را فراتر از اين گذاشتند و در ادامه ساخت اين فيلم مستند از كشف قبر همسر مسيح و پسر او در نزديكي بيت المقدس خبر دادند.
اين فيلم مستند جنجالي گرچه در دنياي خبر و رسانه ها برد فراواني پيدا كرد اما هنوز در ميان بسياري از باستان شناسان جهاني از درجه يك كشف علمي ساقط است..
آنها معتقدند كه شواهد و مداركي كه اين گروه فيلم سازي براي اين امر رو كرده است چندان سنديت علمي نداشته و اين قبر مي تواند متعلق به هر كس ديگري از جمله مسيح ناصري نيز باشد.
3- فرعون زن مصري
اما شايد يكي از شاهكارهاي كشف هاي باستاني در سال گذشته را باييد به حساب باستان شناساني گذاشت كه پرده از اسرار زندگي تنها فرعون زن مصر باستان برداشتند.
معما در عين پيچيدگي بسيار ساده بود.كافي بود يك متخصص ژنتيك قسمتي از دندان شكسته شده يك موميايي را كه در يكي از اهرام پيدا شده بود را مورد بررسي قرار دهد تا اين موضوع كليدي شود براي تشخصي هويت فرعون « هتشپسات » .
« هتشپسات » در واقع تنها زني بود كه در مصر باستان به تنهايي نقش ملكه و پادشاه را بازي مي كرد و نزديك به 3500 سال پيشتر چندين سال به حكمراني در اين منطقه پرداخت.
در كتاب فراعنه مصر آمده است « هتشپسات » در زمان حكومت یک دامن مردانه کوتاه به تن داشت که دم شیری از آن اویزان بود و حتی یک ریش مصنوعی طلایی هم گذاشته بود . هنگام بالا رفتن از تخت ، او خود را شاه نامید و نخستین فرعون زنی شد که تا به حال به شکل رسمی بر مصر حکومت می کرد . کاتبانی که درست نمی دانستند او را چه خطاب کنند . معمولا حتشپسوت را " خانم اعلیحضرت " می خواندند .طی دوره بیست و یک ساله حکومت ، او توجهش را بیش از جنگ و نبرد به بازرگانی معطوف کرد . حتشپسوت بخشی از ثروتش را برای شروع یک برنامه ساختمانی مصرف کرد . یکی از زیبا ترین معماری هایی که حتشپسوت هزینه ان را تامین می کرد ، معبد سوگواری اش بود که از سنگ اهک سفید بنا شده بود و " دیر البحری " نامیده می شد و بین رود نیل تا غرب طیوه قرار داشت . آرامگاه حتشپسات نه یک قسمت از این بنا بود و نه به شکل فراعنه قدیمی تر به شکل هرم . بلکه بدن او همانند سایر فراعنه جدید در " دره پادشاهان " valley of the kings" در دره ای بیابانی در غرب معبدش به خاک سپرده شد . در ان جا ، کارگران درون تخته سنگهای خارا ، تونل هایی را می کندند تا محلی مخفی برای پنهان کردن پیکر فراعنه از دست سارقان آرامگاه به وجود بیاید . فعالیت های حتشپسوت مصر را مقتدرتر و شکوهمند تر کرد . پدر یکی از درباریان قدیمی او به نام ایننی ، حکومت او را چنین توصیف کرده است : حتشپسات موضوعات دو سرزمین (مصر ) را براساس اندیشه هایش حل و فصل می کرد . مصر در برابر ائ یکی از اعقاب عالی خداوند و رسول او بود ، به حالت تسلیم کار می کرد ... خانم حاکم که برنامه هایش عالی بود ، هنگاه سخن گفتن هر دو منطقه ( مصر علیا و مصر سفلی ) را خشنود می کرد .
2- خانه هاي مردمان استون هنج
از مهمترين كشفيات باستاني در سال گذشته را مي توان كشف بقاياي روستاي 4600 ساله سازندگان استونهنج به نام محوطه تاريخي دورينگتنوالز دانست كه به عقيده باستان شناسان به احتمال فراوان يك روستاي ابتدايي براي سكونت مردمان باستان بوده است.
ساختار زيربنايي اين محوطه تاريخي نشان از وجود نشانه هاي نخستين زندگي روستايي ي مربوط به دوران پيش از تاريخ است كه در نزديكي استون هنج پيدا شده است.
كارشناسان معتقدند احتمال دارد كه اين محوطه تاريخي در واقع مقبره هايي باستاني باشد كه در نزديكي استون هنج براي انجام مراسم تشريفات و آيين هاي مذهبي از آن استفاده مي شده است.
در اين كاووش باستاني 8 خانه دراين منطقه از زير خاك خارج شد كه پس از آن باستان شناسان احتمال دادند كه 25 خانه ديگر نيز در اين منطقه وجود داشته باشد.
ابزار سنگي، استخوان حيوانات، پيكان و لوازم ديگر از اين روستا به دستآمد كه نشان از قدمت تاريخي اين روستا دارد.
كشف بقاياي خوكي كه در هنگام كشتهشدن احتمالا نه ماهه بوده است، نشاندهنده برگزاري جشنواره در نيمه زمستان در اين منطقه است.
ازنكات ديگري كه در مورد اين محوزه تاريخي وجود دارد و بر اهميت آن مي افزايد ، اين است كه استونهنج به جهت طلوع خورشيد در اواسط تابستان و غروب خورشيد در اواسط زمستان قرار گرفته است و اين درحالي است كه دايره چوبي سايت دورينگتنوالز به جهت طلوع خورشيد در اواسط زمستان و غروب خورشيد در اواسط تابستان قرار دارد.
بر اساس راي باستان شناسان دو خانه از خانههايي كه در اين محوطه تاريخي كشف شدهاند جدا از بقيه قرار داشته و اين احتمال وجود دارد كه اين 2 خانه سكونتگاه سران قبيله يا محل انجام مراسم مذهبي بوده است.
1-
يكي ديگر از كشفيات باستاني كه باعث شد در سال گذشته نظر بسياري را به خويش معطوف دارد ، كشف يك گور دستجمعي از طاعون زده هايي است در جزيره كوچك قرنطينه شدگان در نزديكي ونيز رخ داد..
اين كشف كه در 29 آگوست سال گذشته رخ داد باعث شد بسياري از محققان و كاووشگران را به اين منطقه باستاني بكشاند تا ايشان از نزديك به باقيمانده هاي حادثه بزرگي كه طاعون در اروپا به وجود آورد و به واسطه آن بسياري از اطلاعت اين بخش از تاريخ نيز دفن شد دوباره بازيابي نمايند.
در اين گور دستجمعي بيش از 1500 اسكلت پيدا شد كه همگي متعلق به بيماراني است كه نوع خاصي از طاعون را به نام طاعون خياركي كه همگي در جزيره اي كوچك در نزديكي ونيز دفن شده بودند .
طاعون سیاه یا مرگ سیاه یک اپیدمی طاعون خیارکی است که کل اروپا را در سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ میلادی دربرگرفت. تعداد مرگومیر از بیماری طاعون در این دوره کاملاً مشخص نیست، اما برآورد آن حدود یکچهارم تا پکسوم جمعیت اروپا، یا ۲۵ ملیون نفر طی این سه سال است. در اواخر سال ۱۳۴۷ کشتیهایی که از آسیای مرکزی میآمدند، بیماری را در جنوا و مارسی شیوع دادند. در تابستان سال ۱۳۴۸ طاعون در ونیز نیز شایع شد و در عرض یک سال تمام سواحل مدیترانه را فراگرفت. پس از آن، طاعون به سرعت به سمت شمال اروپا حرکت کرد و جمعیت این نواحی را، که پس از قحطیهای پیدرپی، اپیدمیهای مختلف به علت سردی هوا و جنگهای طولانی به شدت در برابر هر سانحهای ضعیف شدهبودند، درهم شکست.
باستان شناسان معتقدند يا كشف اين گور دستجمعي بسياري از حلقه هاي فراموش شده اين بخش از تاريخ باستان اروپا را كه به واسطه شيوع اين بيماري در بسياري موارد پنهان مانده است را روشن خواهند كرد.
دکوراسیون منزل خود را به ما بسپارید ۲۲۷۵۱۱۰۴
آموزش دکوپاژ بر روی صدف ۰۹۱۲۶۰۷۸۵۲۹
آموزش روبان دوزی توسط خانم گلزار ۲۲۷۵۱۱۰۴
حافظه - آلزایمر
قبل از آنکه خود را مبتلا به آلزایمر بدانید ، این مطلب را بخوانید : متخصصان می گویند برخی خطاهای حافظه طبیعی هستند .
محققان بر این باورند که حافظه دومین چیزی است که با افزایش سن رو به زوال می گذارد . پس اولی چیست ؟
یادم نیست ! وقتی شما هم به پایان این نوشته برسید فقط بخشی از آن را بخاطر خواهید آورد . اما نگران نباشید تنها شما اینطور نیستید .
مطالعات نشان داده اند که زوال خفیف حافظه کاملاً طبیعی است بویژه با افزایش سن این پدیده مشاهده می شود . اگر گاهی مسائل خیلی ساده را فراموش می کنید نشانه ابتلا به بیماری آلزایمر نیست . تعداد زیادی از افراد هستند که مانند شما گاهی نمی دانند کلیدشان را کجا گذاشته اند و نمی توانند نام یکی از اشخاصی را که بتازگی ملاقات کرده اند بخاطر آورند .
حافظه عبارت از توانایی بخاطر آوردن وقایع و رویدادهای زندگی است و این فرآیند سه مرحله دارد :
· مرحله اول : کدگذاری . زمانی انجام می شود که فرد اطلاعاتی را دریافت می کند .
· مرحله دوم : یکی کردن - این عمل زمانی صورت می گیرد که مغز اطلاعاتی را که کدگذاری می کند دریافت کرده و آن را به گونه ای پردازش می کند که در نواحی مشخصی در مغز ذخیره شود .
اگر فلفل غذاي شما زياد شد:
اگر فلفل بيش از اندازه به غذايتان زده ايد و خيلي تند شده است چند دقيقه قبل از آنكه غذا را از روي حرارت برداريد آب يك عدد ليموترش تازه را در آن بريزيد وخوب هم بزنيد تندي غذا از بين خواهد رفت.
جلوگيري از وا رفتن كوفته:
براي اينكه كوفته هاي شما د رآب از هم نپاشد قدري آرد و تخم مرغ به آن بيفزائيد و حرارت آتش را زياد كنيد.
جلوگيري از وا رفتن كوفته:
براي اينكه كوفته هاي شما د رآب از هم نپاشد قدري آرد و تخم مرغ به آن بيفزائيد و حرارت آتش را زياد كنيد.
از بین بردن بوی ماهی از دست:
اگر خورش شما شور شد:
اگر خورش شما شور شد اصلا نگران نشوید بلکه یک سیب زمینی پوست کنده و به دو قسمت کنید بعد آن را داخل خورش انداخته تا مدتی بجوشد با این کار شوری خورش را سیب زمینی به خود میگیرد!