تبليغاتX
هنر و مهارتهای زندگی

توصیه ها و پیشنهاداتی در امر دكوراسیون

1. اگر در بین لوازم دكوراسیون منزلتانشی قدیمی و ارزشمندیوجود دارد، به هنگام چیدمان لوازم به صورتی عمل كنید كه شی و یا اشیاء مورد نظر، مركز توجه قرار گیرند . در ضمن می توانید با "نورپردازی" این جلوه و مركزیت را مضاعف كنید.

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/31 و ساعت 7:28 |

چگونه تابلوها را بچینیم

بسیاری‌ از ما پس‌ از نقل‌ و انتقال‌ به‌ خانه‌ جدید، بی ‌درنگ‌ مبادرت‌ به‌ نصب‌ تابلو روی‌ تمام‌ دیوارها و به‌ عبارتی‌ پر كردن‌ منزل‌ می‌ كنیم. این‌ كار اگرچه‌ به‌ ایجاد روحیه‌ خانگی‌ و جا افتادن‌ منزل‌ كمك‌ می ‌كند، اما انتخاب‌ شتابزده‌ محل‌ نصب‌ تابلوها  و تعجیل‌ در انتخاب‌ تزیین‌ دیوار معمولاً به‌ صرف‌ هزینه‌ بیشتر و كم‌ شدن‌ رضایت‌ از نتیجه‌ می‌ انجامد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/31 و ساعت 7:23 |

دوستان عزیز در این قسمت از شما دعوت میکنم تا بهترین چیدمانهای کمدها را ملاحظه فرمایید.

نظرات شما باعث پیشرفت ما خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/31 و ساعت 6:51 |

در اینجا از چند مدل چهار پایه بی نظیر دیدن میفرمایید. به قسمت ادامهمطلب تشریف برده و نظرات خود را مرقوم قرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/31 و ساعت 6:46 |

به ادامه مدلهای منحصر به فرد فنجان در قسمت ادامهمطلب توجه فرمایید. حتما لذت خواهید برد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/30 و ساعت 6:39 |


قلمرو هخامنشيان در دوران اوج خود

هخامنشيان (۳۳۰-۵۵۰ قبل از ميلاد) نام دودماني پادشاهي در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به «هخامنش» مي‌رساندند که سرکردهٔ طايفه‌ پاسارگاد از طايفه‌هاي پارسيان بوده‌است.هخامنشيان نخست پادشاهان بومي پارس و سپس انشان بودند ولي با شکستي که کوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهي هخامنشيان تبديل به شاهنشاهي بزرگي شد. از اين رو کوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهي هخامنشي مي‌دانند.
به قدرت رسيدن پارسي‌ها و سلسله هخامنشي يکي از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس کردند که دنياي قديم را به استثناي دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهي هخامنشي را نخستين امپراتوري تاريخ جهان مي‌دانند.

کشور و سرزمين
پارس‌ها مردماني ازنژاد آريايي بودند که مشخص نيست از چه زماني به فلات ايران آمده بودند. آنان از قوم آريايي پارس يا پارسواش بودند که درکتيبه‌هاي آشوري از سده نهم پيش از ميلاد مسيح نام آنان آمده‌است. پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحي غربي ايران سرازير شدند و پيرامون درياچه اروميه و کرمانشاهان ساکن گرديدند. با ضعف دولت ايلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحي مرکزي فلات ايران‌ گسترش يافت.
براي نخستين بار درسالنامه‌هاي آشوري سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربي درياچه اروميه برده شده‌است. بعضي از محققين مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسواش همان پارسي‌ها بوده‌اند. تصور مي‌شود اقوام پارسي پيش از اين که از ميان دوره‌هاي جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقي ايران بروند، در اين ناحيه توقف کوتاهي نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پيش از ميلاد در ناحيه پارسوماش، روي دامنه‌هاي کوه‌هاي بختياري در جنوب شرقي شوش در ناحيه‌اي که جزو کشور ايلام بود، مستقر گرديدند. از کتيبه‌هاي آشوري چنين استنباط مي‌شود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان يا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتيش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استيلا يافت و اين دولت را تابع دولت ماد نمود.

مردم و طوايف
هرودوت مي‌گويد: پارسي‌ها به شش طايفه شهري و ده نشين و چهار طايفه چادرنشين تقسيم شده‌اند. شش طايفه اول عبارت‌اند از: پاسارگاديان، رفيان، ماسپيان، پانتاليان، دژوسيان و گرمانيان. چهار طايفه دومي عبارت‌اند از: داييها، مردها، دروپيک‌ها و ساگارتي ها. از طوايف مذکور سه طايفه اول بر طوايف ديگر، برتري داشته‌اند و ديگران تابع آنها بوده‌اند.
پارس‌ها هم‌زمان با مادها به نواحي غربي ايران سرازير شدند و پيرامون درياچه اروميه و کرمانشاهان ساکن گرديدند. براي نخستين بار درسالنامه‌هاي آشوري سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربي درياچه اروميه برده شده‌است. بعضي از محققين مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسوا همان پارسي‌ها بوده‌اند.
طوايف پارسي پيش از اين که از ميان دوره‌هاي جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقي ايران بروند، در ناحيه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال ۷۰۰ پيش از ميلاد در ناحيه پارسوماش، روي دامنه‌هاي کوه‌هاي بختياري در جنوب شرقي شوش در ناحيه‌اي که جزو کشور ايلام بود، مستقر گرديدند. بعدها با ضعف دولت ايلام، نفوذ طوايف پارس به خوزستان‌ و نواحي مرکزي فلات ايران‌ گسترش يافت و رو به جنوب رفته‌اند.
مطابق منابع يوناني در سرزمين کمنداندازان ساگارتي (زاکروتي، ساگرتي) (همان استان کرمانشاهان کنوني) مادي‌هاي ساگارتي مي زيسته‌اند که شکل بابلي - يوناني شدهً نام خود يعني زاگروس (زاکروتي، ساگرتي) را به کوهستان غرب فلات ايران داده‌اند. نام همين طوايف است که در اتحاد طوايف پارس نيز موجود است و خط پيوند خوني طوايف ماد و پارس از منشا همين طايفه ساگارتي‌ها (زاکروتي، ساگرتي) است، طوايف پارس قبل از حرکت به سوي جنوب دوراني طولاني را در مناطق ماد مي زيستند و بعدها با ضعف دولت ايلام، نفوذ طوايف پارس به خوزستان‌ و نواحي مرکزي فلات ايران‌ گسترش يافت و رو به جنوب رفته‌اند.
طبق نوشته‌هاي هرودوت، هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ايلاميان به دست آشور بني پال، چون مملکت ايلام ناتوان شده بود پارسي‌ها از اختلافات آشوري‌ها و مادي‌ها استفاده کرده و انزان يا انشان را تصرف کردند.
اين واقعه تاريخي در زمان چيش پش دوم روي داده‌است. با توجه به بيانيه‌هاي کوروش بزرگ در بابل، مي‌بينيم او نسب خود را به چيش پش دوم، مي‌رساند و او را شاه انزان مي‌خواند.
پس از مرگ چيش پش، کشورش ميان دو پسرش «آريارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسيم گرديد. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقي بود و هووخشتره در آن حکومت مي‌کرد، دو کشور کوچک جديد، ناچار زير اطاعت فاتح نينوا بودند. کمبوجيه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدي در آورد و پايتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.

شاهنشاهان هخامنشي
مهم‌ترين سنگ‌نوشته هخامنشي از نظر تاريخي و نيز بلندترين آنها، سنگ‌نبشته بيستون بر ديواره کوه بيستون است. سنگ‌نوشته بيستون بسياري از رويدادها و کارهاي داريوش اول را در نخستين سال‌هاي حکمراني اش که مشکل‌ترين سال‌ها حکومت وي نيز بود،به طور دقيق روايت مي‌کند. اين سنگ‌نوشته عناصر تاريخي کافي براي بازسازي تاريخ هخامنشيان را داراست.
به واقع با وجود فراواني منابع ميانروداني، مصري، يوناني و لاتين نمي‌توان با تکيه بر آنها نسب‌شناسي کاملي از خاندان هخامنشي از هخامنش تا داريوش را به دست آورد. براي اين منظور متن سنگ‌نوشته بيستون فرصت مناسبي را در اختيار مورخ قرار مي‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تاييد مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهي پارسيان آغاز مي‌کند و به تدريج اخلاف خود را نام مي‌برد: ويشتاسپ، آرشام، آريارمنه، چيش پش و هخامنش. اين تبارشناسي به دلايل مختلف مدت‌هاي طولاني مورد ايراد قرار گرفته بود. زيرا در اين فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشي که پيش از داريوش حکومت مي‌کردند يعني کوروش کبير و کمبوجيه اول به چشم نمي‌خورد.
همين مسأله موجب شده‌است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتواي سنگ‌نوشته داريوش با شک و ترديد نگاه کنند و او را غاصب پادشاهي هخامنشيان بدانند که با نوشتن اين سنگ‌نوشته سعي داشته‌است براي مشروعيت بخشيدن به حکومت خود از نگاه آيندگان، شجرنامه خود را دست کاري کند.
موافق نوشته‌هاي هرودوت، لوحه نبونيد پادشاه بابل، بيانيه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتيبه بيستون داريوش اول، و کتيبه‌هاي اردشير دوم و اردشير سوم هخامنشي، ترتيب شاهان اين سلسله تا داريوش اول چنين بوده‌است: (لازم به ذکر است درستي اين جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد ترديد است).

* هخامنش
* ۱ چيش پش اول
* ۲ کمبوجيه اول
* ۳ کوروش اول
* ۴ چيش پش دوم

* شاخه اصلي:
* ۵کوروش بزرگ(دوم)
* ۶ کمبوجيه دوم (فاتح مصر)
* ۷ کوروش سوم
* ۸ کمبوجيه سوم

شاخه فرعي
* آريا رومنه
* ارشام
* ويشتاسب
* ۹ داريوش بزرگ(اول)
با تحليل کلي تمامي منابع مي‌توان به اين شکل نتيجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چيش پش پسر هخامنش حکمراني پارس را به پسر بزرگ‌ترش آريارامنه اعطا کرد، در حالي که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمراني انشان منصوب شد. پس از مرگ آريارامنه، پسر وي آرشام جايگزين وي شد ولي پس از کوروش اول پسرش کمبوجيه اول و پس از او نيز پسر وي کوروش دوم جانشين او شد. اين رويدادها در اواسط سده ششم پيش از ميلاد به وقوع پيوست.
در اين دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبيعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست يابد. مدتي بعد کوروش بزرگ بخش‌هاي بزرگي از مناطق خاورميانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نيز کمبوجيه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهي هخامنشي افزود.
کمبوجيه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخي دليل مرگ وي را بيماري و برخي ديگر توطئه اطرافيان مي‌دانند. اما مسلم است که وي در مسير بازگشت از مصر مرده‌است، ولي دليل آن تا کنون مکتوم باقي مانده‌است.
پس از مرگ کمبوجيه تاج سلطنتي به داريوش از شاخه فرعي هخامنشي مي‌رسد. آنچه به نظر واقعي مي‌رسد، اين است که داريوش در زمان حيات پدر و پدر بزرگش (آرشام پدر بزرگش يا پسرش ويشتاسب پدر داريوش)، و با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داريوش در شوش در اوايل حکمراني وي، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پي بناها، اين دو زنده بودند.

* کوروش بزرگ
* کمبوجيه
بردياي دروغين (گوماته مغ)
* داريوش بزرگ
* خشايارشا (خشيارشا)
* اردشير يکم (اردشير دراز دست)
خشايارشاي دوم
سغديانوس
* داريوش دوم
* اردشير دوم
* اردشير سوم
* داريوش سوم
اردشير چهارم(ارسس)

پادشاهي کوروش بزرگ
هرودوت و کتزياس، افسانه‌هاي عجيبي درباره تولد و تربيت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روايت کرده‌اند. اما آنچه از لحاظ تاريخي قابل قبول است اين است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجيه دوم و مادر او ماندانا دختر ايشتوويگو پادشاه ماد مي‌باشد.
در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر عليه ماد برانگيخت. در جنگ بين لشکريان کوروش و ماد، عده‌اي از سپاهيان ماد به کوروش پيوستند و در نتيجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهي پارس را پايه گذاري کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.
کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضي از ايالات را به وسيله نيروي نظامي مطيع خود ساخت، همان سياست کشورگشايي را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.
کوروش بزرگ داراي دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسياي صغير و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده‌هاي بزرگي که از ايران مي‌گذشت به بنادر آن منتهي مي‌شد و از سوي شرق، تأمين امنيت.
در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ايران، بابل را شکست داد و آن سرزمين را تصرف کرد و براي نخستين بار در تاريخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهاي ديني خود و اجراي مراسم مذهبي خويش آزاد است، و بدين سان کورش بزرگ اصل سازگاري بين اديان و باورها را پايه گذاري کرد و منشور حقوق بشر را بنيان نهاد. کورش به يهوديان اسير در بابل، امکان داد به سرزمين يهوديه باز گردند که شماري از آنان به سرزمين ايران کوچ کردند.

+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/29 و ساعت 23:17 |

مقبره حضرت یوسف

درمورد محل دفن حضرت يوسف(ع)شيخ طبرسي(ره)درتفسيرخود نقل كرده:چون حضرت يوسف ازدنيا رفت،اورا درتابوتي ازسنگ مرمر نهاده و ميان رود نيل دفن كردند وعلتش اين بود كه چون آنحضرت ازدنيا رفت،مردم مصربه نزاع برخاسته وهردسته اي مي خواستند تا جنازه آن حضرت را در محله خود دفن كنند واز بركت آن پيكرمطهر بهره مند گردند وسرانجام مصلحت ديدند جنازه را دررود نيل دفن كنند تا آب نيل ازروي آن بگذرد وبه همه شهر برسد تا مردم در اين بهره يكسان باشند وبركت آن جنازه بطور مساوي به همه مردم برسد،واين قبرتا زمان حضرت موسي(ع)هم چنان دررود نيل بود تا وقتي كه آن حضرت بيامد واو را از نيل بيرون آورد وبه فلسطين برد

+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/28 و ساعت 19:22 |

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comچگونه با همسر/ نامزدمان صحبت كنيم   

يكي از لذت بخش ترين تجربيات زندگي مشترك اين است كه حرف مبهمي را بزنيد و بدانيد كه همسرتان دقيقاً منظور شما را مي فهمد.

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

1- مسئله: «نمي توانم با همسرم صادق باشم.»

2- مسئله: «نمي توانم خودم باشم»

3- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد مي كشد»

4- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فكر مي كند و به صحبت هاي من گوش نمي دهد»

5- مسئله: «با هم صحبت مي كنيم اما صحبت ما سرد و بي روح است»

مقررات و آداب گفت و گو
قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شويد.

قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهيد.

قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب كنيد.

قانون شماره4: ماهرانه سؤال كنيد.

قانون شماره 5: سياست و نزاكت به خرج دهيد.


اگر شنونده صحبت هاي همسرتان هستيد اين اصول را رعايت كنيد

زمينه هاي توافق را پيدا كنيد. ببينيد با كدام يك از نكات مورد اشاره همسرتان موافق هستيد تا در نقش مخالف او ظاهر نشويد« بله قبول دارم كه اخيراً سرم خيلي شلوغ بوده است.»

توضیح تمام مطالب و قوانین بالا در ادامه مطلب میباشد. حتما مطالعه فرموده و اجرا نمایید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/27 و ساعت 22:21 |

با چربی ها خداحافظی کنید !!

آموزش یوگای چربی سوز

Fat Burning YOGA

 
+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/25 و ساعت 17:14 |
حتماً بايد ازدواج كنيم؟... چرا؟

بله! واقعاً بايد اين كار بكنيد! خيلي زود! به قول آلماني‌ها: �ازدواج زود، عشق پايدار�! اما قبل از اينكه به �چرا بايد ازدواج كنيم� بپردازيم، اول بايد به �چرا بايد ازدواج كنيم� بپردازيم!
بعضي �بايد�ها، صرفاً يك حكمِ بي‌چون و چراي تخطي‌ناپذير آمرانه‌اند؛ اما هستند �بايد�هاي ديگري هم كه يك ضرورت را به ياد مي‌آورند. تو بايد غذا بخوري! تو بايد نفس بكشي! تو بايد وقتي به يك ميهماني سرشناس دعوت شده‌اي، كفشهاي يك‌سال‌واكس‌نزده‌ات را بالاخره واكس بزني! اين سه �بايد�، هيچ كدام، آمرانه نيستند؛ دقيقاً به يك ضرورت اشاره مي‌كنند؛ و تو كاملاً اختيار داري علي‌رغم �بايد�ي كه نويسنده نوشته يا گوينده گفته، غذا نخوري و نفس نكشي و كماكان به صرافتِ واكس زدنِ آن كفش پوسته‌پوسته‌شده‌ي يك‌سال‌واكس‌نخورده‌ات نيفتي! اما... واقعاً بعدش چه مي‌شود؟ كي ضرر مي‌كند؟ گوينده يا نويسنده‌اي كه �بايد� را گفته و نوشته، يا تو؟!
تو بايد ازدواج كني. اين �بايد�، يك بايد‌ آمرانه نيست!

ــ چرا بايد ازدواج كنيم؟

v تا دوستِ خدا بشوي! خدا تو را دوست خواهد داشت اگر براي خاطر او ازدواج كني يا براي خاطر او، ازدواج يكي را با يكي ديگر جور كني. تو مي‌تواني و كاملاً مختاري كه ازدواج نكني و غريزه‌ات را رها كني هر كار مي‌خواهد بكند؛ اما تو براي خاطر خدا ازدواج مي‌كني، چون او از تو خواسته و گفته تنها راه درست براي زن و مردهاي عالم، همين يك راه است.

v تا دوست‌داشتني‌ترين چيزي را بسازي كه تا حالا كسي ساخته! خدا ــ كه خداست و اين همه چيز خلق كرده و ساخته ــ‌ از ميان همه‌ي ساخته‌هاش، ازدواج را بيشتر از بقيه دوست دارد و پيش خودش عزيز مي‌دارد. اين، يعني كه به فكر ساختن چيز ديگري نباش! اگر چيز خوب ديگري وجود داشت، خدا حتماً آن را برايت خواسته بود و به زن و مردهاي عالم مي‌گفت كه من آن چيز را عزت داده‌ام!

v تا همين‌طور مجرد نباشي و ببيني كه خدا متأهل‌ها را بيشتر دوست دارد! اين، يك واقعيت است كه خدا متأهل‌ها را بيشتر دوست دارد و بيشتر تحويلشان مي‌گيرد؛ حالا مي‌خواهد توي كَتَت برود يا نرود! و باز چه بخواهي قبول كني چه نه، اين قانون عالم است كه آدم‌هاي عزب بيشتر در معرض بدي و شرّند تا آنها كه زن و شوهر هم‌اند. كار به آنجا كشيده كه حتي خدا آدم متأهلي را كه خوابيده، بيشتر دوست دارد تا مجردِ شب‌زنده‌داري كه همين حالا روزه هم هست! اينها همه به علتِ پرتگاه‌هاي عميقي است كه مجردها خودشان نمي‌دانند و دارند هر روز و هر ساعت و هر آن، بر لبه‌اش راه مي‌روند. خدا متأهل‌ها را بيشتر دوست دارد؛ چون تاب ديدنِ مجردها را كه در پرتگاه‌ها مي‌افتند، ندارد...

v تا مطمئن شوي دينت تا نصف شارژ شده! كسي كه ازدواج مي‌كند، نصفِ دينش را كامل مي‌كند. گفته‌اند نصفِ عبادتي را هم كه بايد مي‌كرده، با ازدواجش كرده. حالا ‌مانده نصفه‌ي ديگر دينش و نيمه‌ي دوم عبادت و اطاعتي كه بايد بكند. او براي اين نصفه و نيمه‌ي اول، ازدواج پيشه كرده بود؛ حالا براي نصفه و نيمه‌ي ديگر بايد تقوا پيشه كند!

v تا داد و فرياد و �واي! وايِ!� شيطان را درآوري!

v تا برادر شيطان نباشي! البته مهم است كه مجردها شيطان را دوست نداشته باشند؛ اما از آن مهم‌تر اين است كه شيطان مجردها را خيلي دوست دارد! تا حدي كه با آنها در يك جا بخوابد و دست در گردنِ نفسشان بياندازد و بخواند: ما دوتّا داداشيم...! عزبي كه رختِ دامادي/عروسي تن مي‌كند، شيطان را از اينكه برادرش باشد، نااميد مي‌كند. (و به همين علت، چند خط بالاتر نوشتيم كه كارت‌دعوتِ عروسي/ دامادي‌شان، داد شيطان را درمي‌آورد!)

v تا اخلاقت درست شود! كسي كه در فشار باشد، خلقش كه تنگ است هيچ؛ اعصاب و روانش هم شديداً به هم ريخته است. البته كم و زياد دارد. بعضي‌ها چنان اعصابشان قاطي است، كه مدام بهانه مي‌گيرند و قال مي‌كنند و بي‌حوصله و تحمل‌اند؛ بعضي‌ها هم چنان اعصابشان قاطي است كه گوشه‌گيرند و بي‌قيد و اعتنا و از سنگ صدا درمي‌آيد، از اينها نه! ازدواج فشار را از آدم برمي‌دارد و براي گروه اول، مقوّم و براي گروه دوم، مليّن است!

v تا مهرباني ببيني و آرامش بيابي!

v تا جسمت...! بله! بالاخره جسمت! خواست‌هاي منطقي جسمت را بايد جواب بدهي! به همين واضحي! منطقي هم بايد جواب بدهي؛ نه اينكه جوري جواب بدهي كه دست و پا و اندامت را بغلطاني توي فساد و كثيفي، و نه تنها نيازش را جواب نگويي كه پريشانش هم بكني! امام رضا به دختران جوان فرمود كه زود شوهر كنند و دنبال هيچ قرص و دوايي هم نيفتند براي به تأخير انداختن خواست‌هاي غريزي‌شان.

v تا روزي‌ات زياد شود! اين، تضميني است كه هم خدا و هم پيغمبرش داده! اين را آنها كه خيلي از خرج و برج زندگي مشترك مي‌ترسند، دوباره بخوانند!

v تا گوشه‌گير و منزوي نشوي! خدا نمي‌خواهد تو از جامعه‌ات و آدم‌هاي ديگر دور باشي. بنابراين خيال نكن زاهدها و مرتاض‌هايي كه در ديرهاي قديمي و روي رختخواب‌هاي پر ميخ، روز را شب و شب را روز مي‌كنند و قيد زن و فرزند را كلاً زده‌اند، مقرّبان درگاه خدايند! بايد ميان مردم بود؛ همين مردمي كه زشت‌اند و زيبايند و زن‌اند و مردند. پس فرقي نمي‌كند! چه منزوي شده‌اي چون ازدواج نكرده‌اي؛ و چه منزوي شده‌اي چون نمي‌خواهي ازدواج كني و از دير تنهايي‌ات بيرون بزني، سخت در اشتباهي! آقاي راهب! برو خواستگاري! راهبه خانم! در را به روي خواستگارهات باز كن!

+ نوشته شده توسط نویسندگان خانمها: گلزار و مشکوة در 88/02/22 و ساعت 0:7 |