سخت ترين چيز در زندگي ، از دست دادن چيزي است که فکر ميکرديد واقعي است . فقدان سخت و دردناک است
گريه و سوگواري براي يک زندگي که تصور ميکرديد داريد !!! چرا ؟؟
رنج و عذاب ما به دليل نگهداري همه چيز ، به صورتي است که از پيش بوده بايد باشد و يا خواهد بود . اندوه ، بخشي از وجود ما به حساب ميآيد ، ولي ما به ندرت متوجه دردي در قلب خود ميشويم که روان شناسان آن را اين گونه مينامند :
" گريه اي شديد ، سوگواري براي همه چيز هايي که وا نهادهايم ...
زماني که با رويداد هاي غير منتظره در زندگي مواجه ميشويم ، به نقطه اي ميرسيم که براي حرکت به جلو ، بايد غمگين باشيم ،حتي زماني در مييابيم که فقدان ، بخشي از زندگي ما به حساب ميآيد که کسي را گريزي از آن نيست .
حتي زماني که ميدانيم ، زندگي تازه ، وعده بهتر شدن ميدهد ، حتي زماني که معتقديم چيزهايي را که وا نهاده ايم ، فايده اي برايمان ندارد ، با اين حال ، بايد غمگين باشيم .
براي چه ناراحتيم و سوگواري ميکنيم ؟؟
البته براي کساني که بر اثر مرگ يا تقديراز دست ميدهيم . اين سوگواري براي ما تعجب آور نيست . ولي آنواع ديگري از سوگواري نيز وجود دارد که هميشگي نيستند .
براي بي گناهي خود در مشکلات زندگي گريه ميکنيم . براي آرزوهاي عشقي خود که مجبور به رها کردن آنها بوديم ناراحتيم و گريه ميکنيم . براي فقدان اعتماد واطميناني که به زندگي داشتيم . براي بخشي از خودمان که آن را به خاطر کسي وانهاده ايم سوگواري ميکنيم .
براي فقدان همه چيز هايي که نداشته ايم ، براي همه چيزهايي که خودمان از آنها دوري کردهايم و حالا متوجه اشتباه خود شده ايم براي همه ي اين موارد سوگواري ميکنيم .
گريه و سوگواري چگونه آغاز ميشود ؟؟ نخست اشک ميريزيد . نقطه ي آغاز اندوه است و به نظر ميرسد اين آغاز ،هرگز پاياني ندارد . و معمولا با ياد آوري صحنه اي يا صحبتي که از کسي ميشنويد اين درد و رنج اغاز ميشود شايد کسي اين را به گونه اي ديگر تعبير کند ، ولي درد و رنج ناشي از نزديک شدن ، مقدم بر هر گشايش تازه اي در زندگي ما خواهد بود ...
هنگامي که فقدان همراه با گريه و زاري ميآيد !! سخت ترين چيز در زندگي ، از دست دادن چيزي است که فکر ميکرديد واقعي است . فقدان سخت و دردناک است . از آن بدتر فقدان همراه با سرخوردگي و افسردگي و آنزواست . سرخوردگي گونه اي دردناک از آندوه است.
اين پديده ، غير از تاسف با احساسات ديگري همچون خشم ،اتهام به خويشتن و سرزنش همراه است . روياها سخت و آزار دهنده ميميرند و سرخوردگي هاي سخت تر از آن حذف ميشوند. براي مثال : " شايد معشوقي که ما تصور ميکرديم عشق واقعي ماست ، و ما را خيلي دوست دارد ، ناگهان اعتراف کند که ما به درد هم نميخوريم و با ما قطع رابطه ميکند به همين راحتي وبعد از گفتن اين حرفها ميرود، حتي يک خداحافظي هم نمي کند و براي هميشه از زندگي ما کنار ميرود .
در اين زمان چه حالي داريد ؟؟ شبيه احساسي است که هنگام فرا خواني ، همراه با سيلي از اشک هاي ناشي از سرخوردگي به ما دست ميدهد . ما احساس نمي کنيم چيزي را از دست داده ايم بلکه احساس ميکنيم چيزي را از ما ،از درونمان دزديده آند .
چيزي مثل زمان ، اعتماد ، تقدس خاطرات ، عشق ،... و خيلي موارد ديگر که حتي به شمارش نميآيند . فقدان همراه با عشق مثل يک دزد رفتار ميکند . دزدي که همه چيز را از بين ميبرد و ما را از درون تهي ميکند . اين احساس هولناک ، گذشته شما را به يغما ميبرد ، خاطرات شما را در مورد گذشته ميدزدد، و سپس آنها را خالي ميکند و عاري از واقعيت ، به شما باز ميگرداند و شما را متوجه حال و زمان وحشتناک و دل سرد کننده اي که در آن هستيد باز ميگرداند . هنگامي که به عقب بر ميگرديد و چيز هايي را ميبينيد که واقعا وجود داشته آند ، نه تنها اميد به داشتن دوباره ي آنها را در زمان حال از دست ميدهيد ، بلکه معناي آن در گذشته را هم فراموش ميکنيد . و از خودتان ، از احساساتي که داشتهايد آزرده خاطر ميشويد . گام مهم براي بهبودي پس از سرخوردگي ،تسلط بر خشم خود است که اجازه نمي دهد کاري براي جلوگيري از دل شکستگي آنجام دهيم .
اين مساله خيلي سخت است تا دلي شکسته را مرحم بگذاريد و گذشته خود را کنار بگذاريد ..
اما بايد بتوانيد بخشي از خويشتن خود را دور بيندازيد !!! اما چگونه ؟؟؟
عمده ي تغييرات ، حتي آنهايي که ارزومندانه صورت ميگيرد ، افسردگي ها و دل سردي هاي خاص خود را به همراه دارد ، زيرا آنچه را وا مينهيم ، بخشي از خويشتن است . براي ورود به زندگي جديد ، بايد در زندگي گذشته بميريم و آن وقت زندگي جديد را ميتوان اغاز کرد ..
گريه و ناراحتي براي دلي شکسته ، مدت زيادي طول ميکشد . پايان دادن به يک ارتباط ، هرگز ساده نيست و حتي اگر متوجه شويد که او شما را دوست نداشته است . ولي هنگامي که از اندوه رهايي ميبايد ، بايد همچنان قادر باشيد که پيش برويد و عشقي واقعي را در زندگي خود جايگزين کنيد و گذشته را فراموش کنيد .
روزها ، ساعت ها ، دقايق ، فصل ها متعلق به شما هستند تا بتوانيد به آن گونه که ميل داريد ، دوست داريد ، زندگي کنيد ، از آنها استفاده کنيد و لذت ببريد . نگذاريد کسي آنه را از شما بگيرد اين لحظات با ارزش هستند ، آنها را تلف نکنيد ، اجازه ندهيد کسي آنها را از شما بدزدد
زندگي مال شماست زمان مال شماست .



























