|
از جمله مقدمات شروع زندگی مشترک هر زوج جوان، تهیه ی لوازم و اسباب خانه است . این لوازم که شامل کلیه ی اثاث مورد نیاز منزل، وسایل اساسی منزل و جزییات اسباب رفاهی می باشد، غالبا به تناسب عرف خاص هر منطقه، از حداقل ضروریات تا حد بسیار تجملی متغیر است و البته هزینه و مسؤولیت تهیه ی این لوازم به تبع آداب و رسوم هر منطقه به عهده ی داماد و یا عروس می باشد . در عرف غالب جامعه ی ایرانی این مسؤولیت به عهده ی دختر - و به عبارت بهتر - پدر دختر می باشد و هزینه ی آن، که می تواند بسیار قابل ملاحظه و اغلب برای خانواده ها سنگین باشد، عموما بر دوش خانواده ی عروس، سنگینی می کند . جهیزیه در ذهن اکثر خانواده های ایرانی، مالی است که دختر «باید» تحت هر شرایطی و به هر قیمتی که باشد، آن را تهیه نماید و حتی در موارد استثنایی در صورتی که به دلیل عدم تمکن مالی خانواده ی دختر، داماد این بار مالی را بپذیرد، این مساله به دلیل وجود همین ذهنیت غالب، به توافق طرفین، اغلب پنهان باقی می ماند که مبادا به آبرو و حیثیت اجتماعی خانواده ی عروس لطمه وارد سازد! و این در حالی است که اصل جهیزیه، بر خلاف عقیده و ذهنیت عموم، حقی است برای زن که مرد باید عهده دار تهیه ی آن گردد و اساسا جهیزیه نوعی «دین » است بر ذمه ی مرد، که در وظیفه اش در قبال تهیه ی تدارکات زندگی مشترک می گنجد . با این مقدمه در این مقاله سعی می شود، مستندات قانونی و روایی در این باب ارایه شده و آثار و پیامدهای هر دو دیدگاه (جهیزیه به عهده ی داماد و جهیزیه به عهده ی عروس) بررسی گردد . هم چنین جایگاه هر دو دیدگاه در معادلات اجتماعی، در کنار سایر پارامترها از قبیل اشتغال زنان، مهریه ی زن، ساختار طبیعی و تکوینی و روحیات زن و . . . تبیین می شود و در ضمن، گزارشی اجمالی در عمل کرد سایر اقوام و ملل و بعضی کشورهای اسلامی در قبال جهیزیه آورده می شود . در پایان نیز الگویی با عنایت به سنت و سیره ی ائمه ی اطهار علیهم السلام پیشنهاد می گردد . |
به ارزش های خود در زندگی فکر کنید و آن دسته از ارزش هایی را که واقعاً برایتان دارای اهمیت بالایی هستند روی کاغذ بیاورید. چه چیز در زندگی برای شما از بالاترین اهمیت برخوردار است؟ در کنار خانواده بودن؟ برهم زدن ثروتی هنگفت؟ تاثیر گذاشتن بر روی دیگران؟ رسیدن به مقام و منصب بالا؟ خودی نشان دادن؟ خلاقیت و یادگیری ایده های جدید؟ ماجراجویی و سفر کردن به نقاط مختلف دنیا؟ حفظ سلامت جسمانی؟ تخصیص دادن وقت به دوستان؟ اما شما که نمی توانید همه این کارها را با هم انجام دهید. بنابراین بهتر است کارهایی که با ارزش های پایه ای فردیتان متفاوت هستند را حذف کنید.
ادامه مطلب
خیلی غیرعادی نیست که عادتهای خوب به عادتهای بد تبدیل شوند. این اتفاق معمولاً زمانی میافتد که عادات خوب تا حد افراط پیش میروند. به همین خاطر است که باید همیشه مراقب رفتارهایتان باشید، حتی اگر رفتارهایی مثبت باشند.
آنهایی که میخواهند همه چیز همیشه بهترین باشد، آدمهای موفقی هستند، حداقل تازمانیکه خیلی افراطی پیش نروند. وقتی این حساسیتهایشان منجر به کمال گرایی محض میشود، عادات خوبشان به عادتهای بد تغییر مییابد. و وقتی به این نقطه میرسند، درست کردن اوضاع دیگر خیلی سخت میشود.
ادامه مطلب
هنگامی كه از مردان در مورد علل این مسأله پرسش میشود، آنها معمولاً چندین دلیل گوناگون را برای عدم آمادگیشان برای ازدواج مطرح میسازند. اما در كل 4 عامل عمده وجود دارد كه تأثیر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن به تعهد درازمدت ازدواج اعمال میكنند:
ادامه مطلب
چگونه با شکرگذاری به آرامش برسیم
آیا افرادی را میشناسید كه در ظاهر صاحب همه چیز هستند، شغل عالی، زندگی مرفه، منبع درآمد مكفی اما با اینحال، نگران و مضطربند و احساس خوشبختی نمیكنند؛ در حالیكه افراد دیگری را میشناسید كه حداقل در ظاهر چیز زیادی ندارند ولی با این وجود، شاد و بشاش بهنظر میرسند؟آیا متوجه شدهاید كه روزانه چقدر به فكر كمبودها و كاستیهای زندگی هستیم و یا مرتبا در ترس از دست دادن به سر میبریم؛ كمبود حقیقی یا ترس از دست دادن زمان، منبع درآمد، پول، سلامتی، توانایی، مهارت و انرژی؟ مطمئن بودن یا احساس از دست دادن روابط، كنترل، انگیزه، لذت، حمایت، تسلط، موفقیت، اعتبار، اعتماد، اطمینان، عشق و قدرشناسی، همگی موضوعاتی هستند كه بخش عظیمی از گفتوگوها و افكار ما را بهخود مشغول داشتهاند.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
وقتي شخصيت خودتان را براي اين که بيشتر دوست داشته شويد زيرپا ميگذاريد نتيجه اين خواهد شد که خودتان را کمتر دوست داشته باشيد .
هر گاه يکي از علايق خود را زير پا گذاشته در حقيقت بخشي از وجود خود را زير پا گذاشته و به مرور زمان به اين کار عادت کرده و مي بينيد که کمتر چيزي از شما به جا مانده است .
ادامه مطلب
۱) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند.
زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.
لطفا بقیه را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید
ادامه مطلب
۱- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.
ادامه مطلب
مردها و زن ها عموما نياز به ميزان شدن هاي دقيق، احساسي متفاوت دارند . توصيه اي که براي اقايان وجود دارد اين است که از اختلاف نظر و مناقشه کنار بکشند و با همسران خود قهر نکنند. بلکه تشخيص دهند که وقتي همسرشان مسئلهيا سوء تفاهمي را پيش ميکشد ممکن است کارش از روي عشق باشد و ميکوشد سلامت و روال درست رابطه خود را حفظ کند چون معمولا خانم ها سعي ميکنند رابطه خانوادگي از بين نرود يا گو اينکه ممکن است براي ابراز خصومت خانم انگيزه هاي ديگري هم وجود داشته باشد ، وقتي به آنها مجال داده شده و روي مسائل کار شود و درباره آنها صحبت شود از فشارشان کاسته ميشود . اما شوهران بهتر است تشخيص دهندکه عصبانيت يا عدم رضايت مترادف باحمله شخصي و جرو بحث هاي شديد نيست . احساسات همسران انها در اين زمان مشخص کننده قدرت حساسيت موضوع براي انهاست . توصيه اي که براي خانم ها وجود دارد نيز دز همين راستاست ، از انجا که اصلي ترين مشکل مردان اين است که زنانشان در بيان شکايتشان شدت عمل زيادي نشان ميدهند و گاهي ديگر غير قابل تحمل ميشود و باعث کناره گيري مرد ميشود . مواظب باشيد به شخصيت شوهرانتان هيچ وقت و در هيچ شرايط و نزاعي حمله و توهين نکنيد . از عملي که آنها انجام داده اند و باعث ناراحتي شما شده است شکايت کنيد ، نه اينکه از شخصيت شان انتقاد کرده و انها را تحقير کنيد . گله کردن، حمله به شخصيت نيست اين دو را از هم جدا کنيد و براي انهايک مرزي قائل شويد. گله کردن بيان روشني است در مورد ناراحت کننده بودنيک عمل مخصوص . عشق ورزيدن و کار کردن ظرفيت هاي دو قلويي هستند که علامت بلوغ کامل اند . اگر اينچنين باشد پس بلوغ و کمال بايد يکي از ايستگاه هاي خطرناک راه زندگي باشد زيرا بسياري از تمايلات در ازدواج وتحقق نشدن آنها در اين مسير است که باعث طلاق ميشود در اين زمان است که هوشمندي احساسي؛ را ظريف تر و حساس تر از هميشه مطرح ميکند اگر قرار استيگانگي زن وشوهري حفظ شود نيرو هاي عاطفي بين انها نقشي به مراتب حساس تر به عهده دارند . شايد بزرگ ترين گشايشي که در راه ادراک چيزهايي که ازدواج ها را استوار نگاه ميدارنديا آنها را از هم ميپاشاند ، ازيک لحظه تفاوت در احساس به وجود ميايد و اين لحظه باعث نزاع ميشود و در معرض ديد قرار ميگيرديا رابطه را تا مرز نابودي ميبرديا نزاع پايان ميگيرد.

سخت ترين چيز در زندگي ، از دست دادن چيزي است که فکر ميکرديد واقعي است . فقدان سخت و دردناک است
گريه و سوگواري براي يک زندگي که تصور ميکرديد داريد !!! چرا ؟؟
رنج و عذاب ما به دليل نگهداري همه چيز ، به صورتي است که از پيش بوده بايد باشد و يا خواهد بود . اندوه ، بخشي از وجود ما به حساب ميآيد ، ولي ما به ندرت متوجه دردي در قلب خود ميشويم که روان شناسان آن را اين گونه مينامند :
" گريه اي شديد ، سوگواري براي همه چيز هايي که وا نهادهايم ...
زماني که با رويداد هاي غير منتظره در زندگي مواجه ميشويم ، به نقطه اي ميرسيم که براي حرکت به جلو ، بايد غمگين باشيم ،حتي زماني در مييابيم که فقدان ، بخشي از زندگي ما به حساب ميآيد که کسي را گريزي از آن نيست .
حتي زماني که ميدانيم ، زندگي تازه ، وعده بهتر شدن ميدهد ، حتي زماني که معتقديم چيزهايي را که وا نهاده ايم ، فايده اي برايمان ندارد ، با اين حال ، بايد غمگين باشيم .
براي چه ناراحتيم و سوگواري ميکنيم ؟؟
البته براي کساني که بر اثر مرگ يا تقديراز دست ميدهيم . اين سوگواري براي ما تعجب آور نيست . ولي آنواع ديگري از سوگواري نيز وجود دارد که هميشگي نيستند .
براي بي گناهي خود در مشکلات زندگي گريه ميکنيم . براي آرزوهاي عشقي خود که مجبور به رها کردن آنها بوديم ناراحتيم و گريه ميکنيم . براي فقدان اعتماد واطميناني که به زندگي داشتيم . براي بخشي از خودمان که آن را به خاطر کسي وانهاده ايم سوگواري ميکنيم .
براي فقدان همه چيز هايي که نداشته ايم ، براي همه چيزهايي که خودمان از آنها دوري کردهايم و حالا متوجه اشتباه خود شده ايم براي همه ي اين موارد سوگواري ميکنيم .
گريه و سوگواري چگونه آغاز ميشود ؟؟ نخست اشک ميريزيد . نقطه ي آغاز اندوه است و به نظر ميرسد اين آغاز ،هرگز پاياني ندارد . و معمولا با ياد آوري صحنه اي يا صحبتي که از کسي ميشنويد اين درد و رنج اغاز ميشود شايد کسي اين را به گونه اي ديگر تعبير کند ، ولي درد و رنج ناشي از نزديک شدن ، مقدم بر هر گشايش تازه اي در زندگي ما خواهد بود ...
هنگامي که فقدان همراه با گريه و زاري ميآيد !! سخت ترين چيز در زندگي ، از دست دادن چيزي است که فکر ميکرديد واقعي است . فقدان سخت و دردناک است . از آن بدتر فقدان همراه با سرخوردگي و افسردگي و آنزواست . سرخوردگي گونه اي دردناک از آندوه است.
اين پديده ، غير از تاسف با احساسات ديگري همچون خشم ،اتهام به خويشتن و سرزنش همراه است . روياها سخت و آزار دهنده ميميرند و سرخوردگي هاي سخت تر از آن حذف ميشوند. براي مثال : " شايد معشوقي که ما تصور ميکرديم عشق واقعي ماست ، و ما را خيلي دوست دارد ، ناگهان اعتراف کند که ما به درد هم نميخوريم و با ما قطع رابطه ميکند به همين راحتي وبعد از گفتن اين حرفها ميرود، حتي يک خداحافظي هم نمي کند و براي هميشه از زندگي ما کنار ميرود .
در اين زمان چه حالي داريد ؟؟ شبيه احساسي است که هنگام فرا خواني ، همراه با سيلي از اشک هاي ناشي از سرخوردگي به ما دست ميدهد . ما احساس نمي کنيم چيزي را از دست داده ايم بلکه احساس ميکنيم چيزي را از ما ،از درونمان دزديده آند .
چيزي مثل زمان ، اعتماد ، تقدس خاطرات ، عشق ،... و خيلي موارد ديگر که حتي به شمارش نميآيند . فقدان همراه با عشق مثل يک دزد رفتار ميکند . دزدي که همه چيز را از بين ميبرد و ما را از درون تهي ميکند . اين احساس هولناک ، گذشته شما را به يغما ميبرد ، خاطرات شما را در مورد گذشته ميدزدد، و سپس آنها را خالي ميکند و عاري از واقعيت ، به شما باز ميگرداند و شما را متوجه حال و زمان وحشتناک و دل سرد کننده اي که در آن هستيد باز ميگرداند . هنگامي که به عقب بر ميگرديد و چيز هايي را ميبينيد که واقعا وجود داشته آند ، نه تنها اميد به داشتن دوباره ي آنها را در زمان حال از دست ميدهيد ، بلکه معناي آن در گذشته را هم فراموش ميکنيد . و از خودتان ، از احساساتي که داشتهايد آزرده خاطر ميشويد . گام مهم براي بهبودي پس از سرخوردگي ،تسلط بر خشم خود است که اجازه نمي دهد کاري براي جلوگيري از دل شکستگي آنجام دهيم .
اين مساله خيلي سخت است تا دلي شکسته را مرحم بگذاريد و گذشته خود را کنار بگذاريد ..
اما بايد بتوانيد بخشي از خويشتن خود را دور بيندازيد !!! اما چگونه ؟؟؟
عمده ي تغييرات ، حتي آنهايي که ارزومندانه صورت ميگيرد ، افسردگي ها و دل سردي هاي خاص خود را به همراه دارد ، زيرا آنچه را وا مينهيم ، بخشي از خويشتن است . براي ورود به زندگي جديد ، بايد در زندگي گذشته بميريم و آن وقت زندگي جديد را ميتوان اغاز کرد ..
گريه و ناراحتي براي دلي شکسته ، مدت زيادي طول ميکشد . پايان دادن به يک ارتباط ، هرگز ساده نيست و حتي اگر متوجه شويد که او شما را دوست نداشته است . ولي هنگامي که از اندوه رهايي ميبايد ، بايد همچنان قادر باشيد که پيش برويد و عشقي واقعي را در زندگي خود جايگزين کنيد و گذشته را فراموش کنيد .
روزها ، ساعت ها ، دقايق ، فصل ها متعلق به شما هستند تا بتوانيد به آن گونه که ميل داريد ، دوست داريد ، زندگي کنيد ، از آنها استفاده کنيد و لذت ببريد . نگذاريد کسي آنه را از شما بگيرد اين لحظات با ارزش هستند ، آنها را تلف نکنيد ، اجازه ندهيد کسي آنها را از شما بدزدد
زندگي مال شماست زمان مال شماست .

در انتخاب همسر، چه معیارهایی را درنظر داشته باشیم؟
نوع نگاه و بینش شما و طرف مقابلتان به موارد و مسائل مختلف زندگی، روابط فردی و اجتماعی، نحوهی برخورد با نزدیکان، اینکه طرفین چهقدر مسؤولیتپذیر هستید، چهقدر انعطافپذیری دارید، به چه میزان به استقلال یا وابستگی توجه دارید، در کارها چه میزان ثبات فکری و احساسی از خود بروز میدهید، به مسائل اخلاقی، اعتقادی و دینی چگونه میاندیشید، طرفین هر کدام چه تعداد دوست دارید، دوستان صمیمیتان چه ویژگی دارند، آیا خودتان درونگرا یا برونگرا هستید؟ طرف مقابل شما چهطور، بیماریهای جسمی، روانی و معلولیت در فرد و در خانوادهی خود و طرف مقابل و...
به ادامه مطلب توجه فرمایید
ادامه مطلب
1 )سالروز تولدو يا حتي سالروز ازدواج مادرشوهرتان را به خاطر داشته باشيد.معمولا خيلي کم پيش مي آيدکه يک خانم جوان با به خاطر داشتن سالروز تولد مادر شوهرش,بدون آنکه از هيچ يک از اعضاي فاميل و نزديکانو يا همسرش سئوال کند برنامه اي غير منتظره ترتيب داده و موجب خوشحالي بي اندازه مادر شوهرش شود.اما شما مي توانيد يکي از آنها باشيد.
2 )هر از گاهي و البته با توجه به فاصله محل زندگي و مشغله کاري که داريد به اتفاق همسرتان سري به مادر شوهرتان بزنيد.البته اين روزها استفاده از تلفن ابزاري رايج و کار آمد تر تصور مي شود اما بپذيريد رفتن به در خانه و ملاقات حضوري با مادر شوهر در حالي که مي داند شما مي توانستيد با يک تماس تلفني جوياي حالش شويدتا چه حد موجب احساس غرور وي نسبت به شما شده و صد البته با اين کار مهر و محبت خود را به وي نشان داده ايد.نکته مهم اين است که با اين کار همسرتان را که هيچ اطلاعي از اين برنامه نداشته بسيار خوشحال کرده ايد.
3هر گاه مادر شوهرتان را مي بينيد,حتي اگر مناسبتي هم نداشته باشد,برايش شاخه گلي تهيه کرده و با تمام وجود به وي تقديم کنيد.شما ممکن است همانند برخي از خانواده هاي ديگر ,پاره اي مشکلات با مادر شوهر خود داشته باشيد.سعي کنيد اين مسائل را براي مدت موقتي هم که شده ناديده گرفته و با ملاقات مادر شوهرتان به تدريج و به گونه اي ناخواسته اين کدورت ها را کمرنگ کنيد.
4 )اگر فرزند يا فرزنداني داريد آنها را به نوعي تربيت کنيد که مادر شوهرتان را دوست نزديک خود دانسته تا آنجائي که حتي برخي خواسته ها و نظراتشان را هم با وي مطرح کنيد.مطمئنا هم همسر و هم مادر شوهرتان با مشاهده چنين رفتارها و تعامل ها يي از اين نکته آگاه مي شوند که تربيت شما و تاثير گذاري ذهني شما موجب بروز چنين رفتاري از سوي فرزندانتان شده است.
شايد اين جملات را زياد از خانمها شنيده باشيد:" هميشه اين من هستم که به شوهرم عشق ميورزم "يا" آرزو دارم مردي را پيدا کنم که او هم به همان اندازه به من عشق بورزد "
شايد اين جملات را زياد از خانمها شنيده باشيد:
" هميشه اين من هستم که به نامزدم عشق ميورزم "
" آرزو دارم مردي را پيدا کنم که او هم به همان اندازه به من عشق بورزد "
" احساس ميکنم فقط اين منم که از لحاظ عاطفي روي روابطمان کار ميکنم اگر من ديگر به اين کار ادامه ندهم چه مشکلاتي در زندگيمان پيش خواهد آمد؟ "
اين يک اشتباه خيلي مهم است که چطور زن ها بيشتر از ان چه عشق دريافت ميکنند ،عشق ميورزند ؟
مساله خيلي ساده و در عيه حال تامل برانگيز اين است که:
اين گونه مردان در واقع عاشق آن چه هستند که به آنها ميدهيد ، نه خود شما .
تعجبي نيست که در انتها احساس اجحاف و خيانت ميکنيد و حتي مواقعي که خودتان روابطتتان را قطع ميکنيد نيز همين احساس را داريد و در اين روابط مدام به اين فکر هستيد که :
- سر از روابط نامناسب در ميآورم ، چون ذهنم مرتبا مشغول اين بود که ايا او را دوست دارم يا نه ؟
- دائما نگران بودم ، ايا آن مرد ، مرا بهترين زن دنيا ميداند يا خير ؟؟به طوري که حتي لحظه اي تامل نميکردم آيا او به درد من مي خورد يا نه ؟؟
به مرد زندگيتان فرصت بدهيد تا احساس واقعيشان را نسبت به شما بفهمند و ببينند که ايا واقعا شما را دوست دارند يا نه ؟؟زيرا زن ها چنان مشغول عشق ورزيدن ميشوند که هيچ گاه فضا و فرصت کافي به مردان نميدهند تا خودشان آنها را انتخاب کنند .
کمي تامل و صبوري در اين زمينه به شما نتايج فوق العاده اي ميدهد ...
امتحان کنيد .

چند نکته که در هنگام خرید هدیه برای یک زن باید رعایت گردد وگرنه....
|
۱- جادوی بسته بندی:
زنان هدیه ای را که بسته بندی زیبا داشته باشد بسیار دوست می دارند. هر چه کاغذ کادو ، روبان ، پاپیون و زرق و برق بسته بندی بیشتر باشد بهتر است. البته افراط هیچ گاه پسندیده نیست. دچار اشتباه رایج نشوید. فایده ای ندارد به گیرنده هدیه بگوئید چشمهایش را ببندد و بعد یک بسته معمولی یا زشت به دستش بدهید. هیچ چیز جای بسته بندی را نمی گیرد.
اگر به زندگی خود علاقه دارید ، روز تولد ، روز مادر ، سالروز ازدواج و تاریخهای مهم را از حفظ داشته باشید.
زبان زنان را بیاموزید. اگر خانم بگوید ((نمی خواهد چیزی برایم بخری)) منظورش این است که بهتر است یک چیز خوب برایم بگیری وگرنه بقیه عمر از زنده بودن پشیمان می شوی.
لازم نیست که حتما طلا و هدایای بسیار گران قیمت بخرید در واقع بر خلاف آنچه که این روزها مد شده ، یک شاخه یا یک دسته گل و عطر خوب ، هر دوی هدایا مناسبی هستند و بیشتر زن ها عاشق این چیزها هستند.
یادتان نرود پیش از دادن هدیه ، حتما برچسب قیمت آن را بکنید. باورکنید خانم ها دوست دارند خودشان قیمت را حدس بزنند و شاید دوست دارند قیمت را در ذهن خود بسیار بالاتر تصور کنند.
هرگز فکر نکنید که یک زن خوب و واقعی دنبال وجه مالی خرید شماست.. زنها توجه شما را میخواهند. اما توجهی در شان و شخصیت ایشان.
خرید میز اتو ، ظرف آشپزخانه ، پیش بند و از این قبیل چیزها اکیدا ممنوع. اینها را بگذارید برای خریدهای دو نفری فراموش نکنید که واقعا در این مورد حق با همسرتان است. هدیه بهترین ارامبخش زنان است.
به خاطر داشته باشید هدیه کوچکی که به موقع داده شود ، هزار برابر بیشتر از هدیه گران قیمتی که با یک هفته تاخیر داده شود ، می ارزد. یادتان باشد که هدیه لازم نیست حتما و فقط در ایام خاص باشد چه اشکال دارد با یک دسته گل به دیدار همسرتان روید و یا بدون هیچ دلیلی یک شب که روسری برای همسرتان کادو بخرید.
به هنگام خرید حتما به فروشنده یاد آور شوید که ممکن است فردا برای تعویض مراجعه کنید و همیشه رسید هر چیزی را که می خرید نگه دارید تا اگر لازم شد خانم بتواند آن را عوض کند.
باور کنید که خیلی چیزها هم چشم مردان را خیره می کند و واقع بینانه باید قبول کنیم که هیچ چیز مثل طلا چشم خانمها را خیره نمی کند.
فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی)
بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در این مقاله به بررسی 6 قانون ارتباطی و در مقاله ی بعد به 6 قانون دیگر اشاره خواهیم کرد :
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه میگویید: «هیچوقت دست به سیاه و سفید نمیزنی» واژههای «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بیآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین میسازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی میتوان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده میکنند، میخواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و میخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمیدانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت میشود.
قانون ارتباطی 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانیکه صحبتش را قطع میکنید وی را عصبانی میکنید و به او این احساس را میدهید که کسی به حرف شما گوش نمیکند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه ندادهاید جملهاش تمام شود، ممکن است نتیجهگیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.
ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر میرسد حرفهای غیر منصفانه میزنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«میدانم نباید صحبت را قطع کنم ولی میخواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت میکنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان میکند و احساس خود را نیز مطرح میسازد و در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمیکند و میتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بیوایل»، یکی از متخصصین مهارتهای ارتباطی میگوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیدهاید و بعد از او سوال کنید آیا درست میگویم. در این شرایط هر دو به حرفهای یکدیگر گوش فرا میدهند.
قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرفهای یکدیگر را خلاصه نمیکنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرفهای همسر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت میدهید، تصور میکنید مردم چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند و چه میخواهند بکنند. ذهن خوانی میتواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:
«تو میخواستی مرا مجازات کنی»
«تو دوستان مرا نمیپسندی»
«تو از مسئولیت فرار میکنی»
میخواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»
عباراتی از این قبیل میتواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت میکند و این اتفاقی است که اغلب روی میدهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزههای دیگران متجلی میشود.
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص
| بهترین درسهای زندگی |
|
شاکر و سپاسگزار بودن، یک عادت است؛ بهترین عادتی که میتوانیم داشته باشیم زیرا پرسودترین روش نگریستن به زندگی میباشد.بنابراین بیایید دعاهایمان را بهجای شروع با درخواست و طلب چیزی، با سپاسگزاری و قدردانی آغاز نماییم. هیچ دلیلی وجود ندارد که هر روز نتوانیم سپاسگزاری کنیم. برخی مواقع ما به محرومیت از یک نعمت یا تهدید شدن آن یا تصورِ نداشتن نعمت خاصی، احتیاج داریم تا متوجهشویم که از چهچیزی غافل بودهایم و چه نعمتهایی را نمیدیدیم. |
بقیه را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید
اغلب زوجها وقتی دوران نامزدی خود را به خاطر میآوند به یاد عشق وعلاقه ی زیادی میافتند که بین آنها وجود داشت و گرمای عشق در روابط بین آنها به وضوح مشاهده میشد. معمولا بعد از ازدواج با پیش آمدن مسایل مختلف در زندگی ، عشق و علاقه به تدریج کمرنگتر میشود. زن و شوهر بیشتر به شغل و فعالیتهای اجتماعی توجه میکنند و تقریباً از یکدیگر غافل میشوند. ولی سرانجام روزی به فکر ترمیم روابط خود میافتند و میخواهند دوباره گرمای عشق را در زندگی خود احساس کنند واقعا فکر میکنید منظور از عشق و رابطه عاشقانه در زندگی زناشویی چیست؟
معنای واقعی عشق یعنی زنده نگاه داشتن آن بعد از ازدواج. به عبارت دیگر عشق ایجاد رابطهای دوستانه، و ابراز آن به طرف مقابل است.
روابط تان را مستحکمتر کنید
سعی نکنید به عشق به عنوان اتفاقی که قرار است در آینده رخ دهد نگاه کنید. هر چه زودتر رابطه ی زناشویی خود را بر پایه ی عشق و محبت بنا کنید و رابطه ی دوستانه و صمیمی بین خود را گرما بخشید. مانند دو دوست خوب و صمیمی از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرید، در اوقات فراغت از علایق مشترکتان استفاده کنید، خاطرات خوب گذشته را با هم مرور کنید، در مورد مسایل روزانهتان از هم سوال کنید و خلاصه از لحظه لحظه زندگیتان کمال استفاده را ببرید.
نظر همسرتان را جویا شوید
اغلب مشاهده میشود زوجها برای آغاز مجدد یک رابطه ی صمیمی و عشق از دست رفته، پیشنهاد یک شام غیر منتظره و یا سفری جذاب را به همسرشان میدهند. ولی متاسفانه با این عمل نتیجه ی دلخواه را نمیگیرند. زیرا ممکن است کاری که باعث شادی و آرامش آنها باشد برای همسرشان اینطور به نظر نرسد. از آن جایی که اغلب ما قادر نیستیم فکر طرف مقابل خود را بخوانیم، پس بهتر است که از همسرمان در مورد عقایدش سوال کنیم. از او بپرسیم، رابطه ی عاشقانه از دیدگاه تو چگونه است؟ دوست درای در روزهای خاص به سفر، رستوران و یا حتی به چه هتلی برویم؟ چه کارهایی انجام بدهیم؟ اگر به عنوان مثال همسرتان از کارهای هنری لذت میبرد او را به نمایشگاههای هنری و... ببرید و یا اگر شوهرتان از بودن در فضای باز لذت میبرد با او به پارک بروید. به هر حال سعی کنید به علایق مشترکتان هر چه زودتر پی ببرید و زندگی خود را براساس آن پایهریزی کنید، تا هر چه بیشتر از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرید.
از خود خلاقیت نشان دهید
تصور نکنید حتما باید کارهای مورد علاقه ی همسرتان را انجام دهید. شما میتوانید از خودتان خلاقیت نشان دهید و او را به قول معروف در مواقع خاص غافل گیر کنید. حتما نباید شام و یا سفر باشد. گذاشتن یادداشتی عاشقانه در کیف او، رفتن به سینما و یا درست کردن غذا و دسر مورد علاقه ی او همگی میتوانند گرمای عشق را به زندگی شما برگردانند.
همواره به همسرتان عشق بورزید
همانطور که قبلا بدان اشاره کردیم عشق چیزی نیست که شما آن را تنها برای یک روز خاص برنامهریزی کنید. مثلا برای جمعه شب بلیت تئاتر بخرید و بخواهید عشقتان را به همسرتان نشان دهید ولی در عوض بقیه ی هفته را به دست فراموشی بسپارید. برای زنده نگاه داشتن عشق باید تلاش کنید و از صمیم قلب خواهان تغییر در زندگیتان باشید. بنابراین همواره این نکته را به خاطر بسپارید اگر در این مورد خلاقیت نشان ندهید کارتان دشوارتر شده و روابطتان سردتر میشود. برای این کار میتوانید از منابع خاصی کمک بگیرید. از همسرتان شروع کنید و نظر او را در این زمینه جویا شوید. کتابهایی در این زمینه تهیه کنید و اطلاعات خود را در این موارد افزایش دهید. البته به خاطر داشته باشید بعد از یادگیری این مسائل آنها را بدون قید و شرط در زندگیتان پیاده کنید و انتظار نداشته باشید که ابتدا همسرتان در ابراز عشق پیش قدم باشد!
به یکدیگر توجه و علاقه نشان دهید
کاملاً به یکدیگر توجه نشان دهید. موارد دیگر را فراموش کنید. اگر با همسرتان به پارک میروید تلفن همراهتان را با خود نبرید. به این موضوع فکر کنید که در پارک دسته گلی به همسرتان هدیه کنید. منتظر موقعیت و یا روز خاصی نباشید.
پس چرا معطلید؟ وقت را از دست ندهید و از کنار هم بودن لذت ببرید.
ترمیم روابط زناشویی و زنده کردن عشق در زندگی یک شبه صورت نمیپذیرد و نیاز به تلاش مستمر دارد. مطمئن باشید که عاشقانه زندگی کردن ارزش این همه کوشش را دارد. بنابراین با همسرتان دوست باشید، رابطهتان را بر پایه ی عشق و محبت استوار کنید، به علایق یکدیگر احترام بگذارید، برای ابراز کردن عشقتان خلاقیت نشان دهید و بالاخره در اوقاتی که با هم هستید کاملا به یکدیگر توجه و علاقه نشان دهید.
منبع : موفقیت
وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.
1انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید![]()
در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.
2 آنتراک دهید
در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.
3گذشته را یاد آوری نکنید![]()
به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . اتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.
4به او بگویید که دشمن اش نیستید![]()
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.
5 محیط دور برتان را درست کنید
محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.
6مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید![]()
یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.
7 جمله ای دلپذیر به او بگویید
گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.
8 بگویید که دوستش دارید.![]()
هنگامی که می خواهید به حالت اشتی و صلح برگردید به دوستتان بگویید که دوستش داردی. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.
9 برای عصر برنامه ریزی کنید 
بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزادتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.
10 ببخشید و فراموش کنید
عذر خواهی تنها به این معناست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.
دوست داشتن از عشق برتر است. عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرتِ روشن و زلال.
عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سرزند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميكند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد.
در انتخاب همسر، چه معیارهایی را درنظر داشته باشیم؟
نوع نگاه و بینش شما و طرف مقابلتان به موارد و مسائل مختلف زندگی، روابط فردی و اجتماعی، نحوهی برخورد با نزدیکان، اینکه طرفین چهقدر مسؤولیتپذیر هستید، چهقدر انعطافپذیری دارید، به چه میزان به استقلال یا وابستگی توجه دارید، در کارها چه میزان ثبات فکری و احساسی از خود بروز میدهید، به مسائل اخلاقی، اعتقادی و دینی چگونه میاندیشید، طرفین هر کدام چه تعداد دوست دارید، دوستان صمیمیتان چه ویژگی دارند، آیا خودتان درونگرا یا برونگرا هستید؟ طرف مقابل شما چهطور، بیماریهای جسمی، روانی و معلولیت در فرد و در خانوادهی خود و طرف مقابل و...
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

.: سوال:
جايگاه قسمت و نصيب در امر ازدواج را نمي توان ناديده گرفت، در اسلام نصيب و قسمت به اين معناست كه زندگي مشترك انسان بايد خودش را به دست سرنوشت بسپارد پس زياد دنبال ملاك هاي انتخاب همسر نباشيد.
.: پاسخ:
شكي نيست كه چيزي در جهان بدون اراده و خواست الهي تحقق نميپذيرد. تمامي كارهاي بشر و از جمله ازدواج يكي از رويدادهايي است كه از حوزه اراده الهي بيرون نيست، اما معناي اين سخن ناديده گرفتن اراده و نقش انسان و سلب اختيار از او نميباشد. اراده خداوند در مورد افعال انسان، صدور آن به اختيار و انتخاب است به عبارتي خداوند اراده كرده كه كارهاي انسان از روي اختيار و انتخاب انجام پذيرد. انسان به حكم اين كه ذاتاً موجودي مختار و آزاد است، در تصميمگيري هيچ نوع فشاري از برون يا درون بر او وارد نميشود. و به فرموده شهيد مطهري: �همان طوري كه هيچ حادثه طبيعي بدون علت طبيعي رخ نميدهد، افعال اختياري انسانها نيز بدون اراده و اختيار انسان رخ نميدهد، قانون خدا در مورد انسان اين است كه آدمي داراي اراده و قدرت و اختيار باشد و كارهاي نيك يا بد را خود انتخاب كند، اختيار و انتخاب مقوم وجودي انسان است، انسان غير مختار محال است، يعني اين كه فرض شده انسان است و غيرمختار، فقط فرض است نه حقيقت�.[1]
قسمت در ازدواج:
بنابراين آن چه در بين مردم معروف است كه در ازدواج قسمت و تقدير دخالت دارد و قبلاً همه چيز معلوم و مشخص شده است، يا مثلاً ميگويند: فلان دختر �قسمت� فلان پسر است و آن پسر قسمت اين دختر نيست و يا اگر قسمت باشد خودش درست ميشود و ديگر لازم نيست ما كاري بكنيم و اگر قسمت نباشد، ما هر كاري هم بكنيم فايدهاي ندارد، و سخناني از اين قبيل، صحيح نيست و هيچ ريشه ديني و عقلي ندارد. همان طور كه به روشني، اختيار و انتخاب را در خريد و فروش، انتخاب شغل و تعيين رشته تحصيلي ميبينيم در ازدواج نيز كه موضوع مهم و سرنوشت سازي است، اين اراده و اختيار رامشاهده ميكنيم، علاوه بر حكم عقل و منطق و شهادت و وجدان، رواياتي كه در آن معيارهاي انتخاب همسر ذكر شده دليل محكمي بر دخالت انسان در سرنوشت خويش است.[2] پيشوايان دين به ما توصيه كردهاند كه در انتخاب همسر نهايت دقت را مبذول كنيم و چشم بسته ازدواج نكنيم، چرا كه ازدواج يك موضوع حياتي است و براي هر كس به طور طبيعي در طول زندگياش فقط يك بار اين فرصت پيش ميآيد. حياتي بودن امر ازدواج از اين نظر است كه دختر و پسر ميخواهند براي خود شريكي در زندگي انتخاب كنند، شريكي كه تا پايان عمر با او خواهد بود، شريكي كه بايد فرزنداو را تربيت كند و در صورت خوب بودن براي او آبرو خواهد بود و در صورت بد بودن، ابروي او، فاميل و خانوادهاش را به خطر مياندازد. چنان كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: �بنگر شخصيت خود را كجا قرار ميدهي و چه كسي را در مالت شريك ميكني و از دين و رازت آگاه ميسازي؟ و درجايي ديگر ميفرمايد: زن مانند گردن بند است، بنگر چه گردن بندي براي خود ميگيري.�
بر اين اساس، پسر و دختر جوان، نه اين كه نبايد دست روي دست گذاشته و به اميد بخت و شانس و قسمت بنشينند، بلكه چه پسر و چه دختر بايد براي اين تصميم سرنوشت ساز خود را آماده نموده و با كمال دقت و خردورزي و با كمك تجارب خانواده، راهنمايي مشاوران دلسوز و كاردان، فرد مورد نظر را انتخاب كنند. چرا كه منشأ و سرچشمه بسياري از گرفتاريها و بدبختيهاي انسان غفلت و بيتفاوتي است.
غفلت، در تمام امور، خسارتبار است و در مسأله انتخاب همسر، خسارتبارتر. ممكن است يك لحظه غفلت و يا انتخاب غيرصحيح، يك عمر پشيماني و حسرت را به دنبال داشته باشد. افراد زيادي را ميبينيم كه علت ناكاميهاي خود از زندگي زناشويي را يك لحظه غفلت در انتخاب همسر ميدانند.
به همين دليل پيشوايان معصوم ـ عليهم السّلام ـ ملاك و معيارهايي را هم در انتخاب همسر ارائه نمودهاند تا دختر و پسر يا زن و شوهري كه قصد ازدواج دارند با استفاده از آن بتوانند يك عمر با سعادت و آرامش در كنار هم زندگي كنند كه در برخي روايات بر دو عنصر دين و اخلاق در انتخاب همسر بسيار تأكيد شده است كه در اين جا تنها به ذكر يك روايت اكتفا ميكنيم.[3] شخصي به نام حسين بن بشّار باسطي نامهاي خدمت امام رضا ـ عليه السّلام ـ مينويسد و درباره خواستگاري كه براي دخترش آمده است كسب تكليف ميكند و ميگويد: �فردي از خويشاوندانم به خواستگاري دخترم آمده در حالي كه بداخلاق است، وظيفه من چيست؟ حضرت در پاسخ فرمودند: اگر بداخلاق است دخترت را به او نده.[4]
در اين روايت، حضرت نفرمود: ازدواج قسمت است، دخترت را به ازدواج شخص مذكور درآور، بلكه به صراحت از اين ازدواج منع فرمودند. انسان در امر ازدواج و انتخاب همسر بايد شناخت كافي پيدا كند. اگر معيارهاي ديني و فرهنگي طرف مقابل مناسب و از نظر خانوادگي اصيل و نجيب باشد، ميتواند با او ازدواج كند.
بنابراين خواهر گرامي آن چه كه گفته ميشود از قبيل بخت فلان كس را بستهاند يا بخت بسته فلان دختر خانم يا آقا پسر بايد طلسم گشايي كرد، همان گونه كه گذشت سخنان موهوم و نادرستي است، اين سخنان را كساني مطرح ميكنند كه ميخواهند از اين طريق سودجويي كرده و درآمدي به دست آورند به همين دليل چنين سخناني را مطرح و در بين مردم شايع ميكنند تا اين كه مردم هم باور كرده و براي رفع حوائج خود از قبيل، دعاي محبت، پسر زاييدن، شوهر كردن دختر، زبان بندي، دزديابي و... به چنين افراد دعانويس و يا فالگيرهاي دروغين كه هيچ گونه اطلاعات علمي ندارند مراجعه نموده و اهم مطالب خود را از آنان بخواهند. اگر در مورد چنين افرادي كه بخت را بسته يا باز ميكنند به خوبي تحقيق كنيد خواهيد يافت كه آنها نه توان علمي خاصي دارند و نه رياضتهاي شرعي خاصي در اين راه كشيدهاند تا قدرتي به دست آورده باشند بلكه در اثر بيكاري، بازنشستگي و... مغازههايي به عنوان طالع بيني، طلسم گشايي، آينه بيني باز كرده و به اين امور ميپردازند تا از اين طريق بتوانند از مردم استفاده نموده و كسب درآمدي كنند و يا به شهرتي برسند، بنابراين بسياري از كساني كه به اصطلاح بخت آنها بسته شده است اين طبيعي است چون دختر خانمي كه به خاطر ايده و خواستههاي آرماني، براي خود در نظر گرفته است و هر خواستگاري را با بهانههاي غيرموجّه ردّ نموده است، يا زيبايي و جذابيت ظاهري ندارد و يا خانواده دختر مشكلات رفتاري و اخلاقي خاصي دارند و در نتيجه خواستگار به در خانه آنان نميآيد، اين جاست كه يكي ميگويد بخت او بسته شده است و ديگري ميگويد بايد طالع گشايي شود و سخناني از اين قبيل كه موجب شك و ترديد او گرديده و در نتيجه به او تلقين ميشود كه اين سخنان صحت دارد. بنابراين چنين سخناني حداقل اثر رواني خود را خواهند گذاشت كه بهترين راه در چنين مواقعي اعتماد و توكل به خداوند متعال، و انجام وظايف شرعي، اخلاقي و اجتماعي است.
چرا كه آينده هر انساني از يك سو، در گرو علم و عمل اوست. چنان كه قرآن مجيد ميفرمايد: �كلّ امريٍ بما كسَبَ رهينٌ؛ هر كس در گرو اعمال خويش است. و در جاي ديگر ميفرمايد: �و ان ليسَ للاِنسانِ الّا ما سعي؛ و اين كه براي انسان بهرهاي جز سعي و كوشش او نيست�. و از سوي ديگر در گرو توكّل و اعتماد به قدرت بيكران خداوند است.
2- اتاق خوابتان را در بهترين قسمت منزلتان انتخاب نمائيد به نحويكه هيچ مكان ديگري به آن مشرف نباشد .
3- حتماً براي اتاق خوابتان قفل و كليد جداگانه داشته باشيد و به افراد ديگر اجازه ندهيد كه بدون اجازه شما وارد آن شوند .
4- اتاق خوابتان را بسيار جذاب و زيباتزئين نمائيد و سعي كنيد حتي المقدور و تا جائيكه امكانات مالي شما اجازه مي دهد هر از چند گاهي دكوراسيون و رنگ آن را تغيير دهيد .
5- تختخوابتان را طوري تزئين كنيد كه مركز توجه قرار گيرد .
6- رطوبت و دماي اتاق خواب بايستي مناسب باشد .
7- تخت يا رختخواب شما بايستي همواره راحت و پاكيزه باشد .
8- رنگ اتاق خوابتان را از رنگهاي آرام بخشي مثل آبي و سفيد و صورتي انتخاب كنيد . اگر به رنگهاي گرمتر علاقه منديد رنگهائي مثل نارنجي يا قرمز عنابي بسيار رويائي هستند .
9- آويختن پرده هاي كافي و زيبا با رنگ هاي صورتي، نارنجي، يا قرمز ( به تناسب رنگ اتاق و دكوراسيون آن ) علاوه بر حفظ خلوت شما به مهيج ترين شدن اتاق خواب شمانيز كمك مي كنند .
10- بهتر است نور اتاق خواب شديد و مستقيم نباشد . ترجيحاً از آباژورها يا لامپهايي كم نور با نور ملايم قرمز استفاده كنيد .نورپردازيي كه فضائي به رنگ غروب خورشيد ايجاد مي نمائيد مناسب به نظر مي رسد . استفاده از شمع هاي معطر علاوه براينكه فضاي رومانتيكي ايجاد مي كند هوارا نيز عطر آگين مي نمايد
11- حتماً آيينه بزرگ و قدي در اتاق خوابتان تعبيه نمائيد .
12- هرگز لباسهايتان را به در و ديوار اتاق خواب آويزان نكنيد و از آن به جاي انباري خانه استفاده نكنيد .
13- سعي كنيد فضاي اتاق خواب بسيار مرتب و جالب توجه باشد .
14- وسايلي نظير تلويزيون كامپيوتر و يا وسايل كارتان را از اتاق خواب خارج كنيد . فراموش نكنيد كه شما در دفتركارتان نمي خوابيد و قرار نيست در اتاق خوابتان وظايف حرفه ايتان را انجام دهيد و يا به سرگرمي هاي تلويزيوني بپردازيد
15- حمام و دستشوئي در اتاق خواب وجود داشته باشد امكانات زير را در اتاق خوابتان تعبيه نمائيد. وسايل كامل آرايش و عطريات انواع لباسهاي خواب و لباسهاي زير دستمالها و نوارهاي بهداشتي وسايل آرايش مو و ملافه هاي تميز
1- همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن.
2- همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگریها منصف باش.
3- کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخههای درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن.
4- هم به خوبیهایش فکر کن هم به بدیهایش و هنگام بحث هر دو را مد نظر داشته باش.
5- خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.
6- کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو، عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهره ی شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.
7- عیبهای همسرت را دوست داشته باش.
8- مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.
9- مسائل کوچک را نادیده بگیر.
10- مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.
11- سعی کن اختلاف سلیقههایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان که تفاوتها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکافها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید.
12- وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل میشوید.
13- سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتارهایی را نهادینه میکند. با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.
14- عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.
15- قرارهای دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامههای عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.
16- با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.
17- با عشق همسرت را رام خود کن.
18- جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.
19- بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست و این را بدان كه او قدر این کار را خواهد دانست.
بله! واقعاً بايد اين كار بكنيد! خيلي زود! به قول آلمانيها: �ازدواج زود، عشق پايدار�! اما قبل از اينكه به �چرا بايد ازدواج كنيم� بپردازيم، اول بايد به �چرا بايد ازدواج كنيم� بپردازيم!
بعضي �بايد�ها، صرفاً يك حكمِ بيچون و چراي تخطيناپذير آمرانهاند؛ اما هستند �بايد�هاي ديگري هم كه يك ضرورت را به ياد ميآورند. تو بايد غذا بخوري! تو بايد نفس بكشي! تو بايد وقتي به يك ميهماني سرشناس دعوت شدهاي، كفشهاي يكسالواكسنزدهات را بالاخره واكس بزني! اين سه �بايد�، هيچ كدام، آمرانه نيستند؛ دقيقاً به يك ضرورت اشاره ميكنند؛ و تو كاملاً اختيار داري عليرغم �بايد�ي كه نويسنده نوشته يا گوينده گفته، غذا نخوري و نفس نكشي و كماكان به صرافتِ واكس زدنِ آن كفش پوستهپوستهشدهي يكسالواكسنخوردهات نيفتي! اما... واقعاً بعدش چه ميشود؟ كي ضرر ميكند؟ گوينده يا نويسندهاي كه �بايد� را گفته و نوشته، يا تو؟!
تو بايد ازدواج كني. اين �بايد�، يك بايد آمرانه نيست!
ــ چرا بايد ازدواج كنيم؟
v تا دوستِ خدا بشوي! خدا تو را دوست خواهد داشت اگر براي خاطر او ازدواج كني يا براي خاطر او، ازدواج يكي را با يكي ديگر جور كني. تو ميتواني و كاملاً مختاري كه ازدواج نكني و غريزهات را رها كني هر كار ميخواهد بكند؛ اما تو براي خاطر خدا ازدواج ميكني، چون او از تو خواسته و گفته تنها راه درست براي زن و مردهاي عالم، همين يك راه است.
v تا دوستداشتنيترين چيزي را بسازي كه تا حالا كسي ساخته! خدا ــ كه خداست و اين همه چيز خلق كرده و ساخته ــ از ميان همهي ساختههاش، ازدواج را بيشتر از بقيه دوست دارد و پيش خودش عزيز ميدارد. اين، يعني كه به فكر ساختن چيز ديگري نباش! اگر چيز خوب ديگري وجود داشت، خدا حتماً آن را برايت خواسته بود و به زن و مردهاي عالم ميگفت كه من آن چيز را عزت دادهام!
v تا همينطور مجرد نباشي و ببيني كه خدا متأهلها را بيشتر دوست دارد! اين، يك واقعيت است كه خدا متأهلها را بيشتر دوست دارد و بيشتر تحويلشان ميگيرد؛ حالا ميخواهد توي كَتَت برود يا نرود! و باز چه بخواهي قبول كني چه نه، اين قانون عالم است كه آدمهاي عزب بيشتر در معرض بدي و شرّند تا آنها كه زن و شوهر هماند. كار به آنجا كشيده كه حتي خدا آدم متأهلي را كه خوابيده، بيشتر دوست دارد تا مجردِ شبزندهداري كه همين حالا روزه هم هست! اينها همه به علتِ پرتگاههاي عميقي است كه مجردها خودشان نميدانند و دارند هر روز و هر ساعت و هر آن، بر لبهاش راه ميروند. خدا متأهلها را بيشتر دوست دارد؛ چون تاب ديدنِ مجردها را كه در پرتگاهها ميافتند، ندارد...
v تا مطمئن شوي دينت تا نصف شارژ شده! كسي كه ازدواج ميكند، نصفِ دينش را كامل ميكند. گفتهاند نصفِ عبادتي را هم كه بايد ميكرده، با ازدواجش كرده. حالا مانده نصفهي ديگر دينش و نيمهي دوم عبادت و اطاعتي كه بايد بكند. او براي اين نصفه و نيمهي اول، ازدواج پيشه كرده بود؛ حالا براي نصفه و نيمهي ديگر بايد تقوا پيشه كند!
v تا داد و فرياد و �واي! وايِ!� شيطان را درآوري!
v تا برادر شيطان نباشي! البته مهم است كه مجردها شيطان را دوست نداشته باشند؛ اما از آن مهمتر اين است كه شيطان مجردها را خيلي دوست دارد! تا حدي كه با آنها در يك جا بخوابد و دست در گردنِ نفسشان بياندازد و بخواند: ما دوتّا داداشيم...! عزبي كه رختِ دامادي/عروسي تن ميكند، شيطان را از اينكه برادرش باشد، نااميد ميكند. (و به همين علت، چند خط بالاتر نوشتيم كه كارتدعوتِ عروسي/ داماديشان، داد شيطان را درميآورد!)
v تا اخلاقت درست شود! كسي كه در فشار باشد، خلقش كه تنگ است هيچ؛ اعصاب و روانش هم شديداً به هم ريخته است. البته كم و زياد دارد. بعضيها چنان اعصابشان قاطي است، كه مدام بهانه ميگيرند و قال ميكنند و بيحوصله و تحملاند؛ بعضيها هم چنان اعصابشان قاطي است كه گوشهگيرند و بيقيد و اعتنا و از سنگ صدا درميآيد، از اينها نه! ازدواج فشار را از آدم برميدارد و براي گروه اول، مقوّم و براي گروه دوم، مليّن است!
v تا مهرباني ببيني و آرامش بيابي!
v تا جسمت...! بله! بالاخره جسمت! خواستهاي منطقي جسمت را بايد جواب بدهي! به همين واضحي! منطقي هم بايد جواب بدهي؛ نه اينكه جوري جواب بدهي كه دست و پا و اندامت را بغلطاني توي فساد و كثيفي، و نه تنها نيازش را جواب نگويي كه پريشانش هم بكني! امام رضا به دختران جوان فرمود كه زود شوهر كنند و دنبال هيچ قرص و دوايي هم نيفتند براي به تأخير انداختن خواستهاي غريزيشان.
v تا روزيات زياد شود! اين، تضميني است كه هم خدا و هم پيغمبرش داده! اين را آنها كه خيلي از خرج و برج زندگي مشترك ميترسند، دوباره بخوانند!
v تا گوشهگير و منزوي نشوي! خدا نميخواهد تو از جامعهات و آدمهاي ديگر دور باشي. بنابراين خيال نكن زاهدها و مرتاضهايي كه در ديرهاي قديمي و روي رختخوابهاي پر ميخ، روز را شب و شب را روز ميكنند و قيد زن و فرزند را كلاً زدهاند، مقرّبان درگاه خدايند! بايد ميان مردم بود؛ همين مردمي كه زشتاند و زيبايند و زناند و مردند. پس فرقي نميكند! چه منزوي شدهاي چون ازدواج نكردهاي؛ و چه منزوي شدهاي چون نميخواهي ازدواج كني و از دير تنهاييات بيرون بزني، سخت در اشتباهي! آقاي راهب! برو خواستگاري! راهبه خانم! در را به روي خواستگارهات باز كن!
|
خانواده بهعنوان زیر بناییترین رکن هر جامعه است که استحکام و بنیان آن جزو ضروریات اساسی است. طلاق این زیربنا را متزلزل ساخته و تاثیرات حادی بر جامعه دارد. رابطه جنسی شکل دهنده بخشی از ادراکات زوجین از همدیگر است و ادراکات جنسی در بین زوجین ارتباط مثبت با رفتارهایی دارد که نگهدارنده و تداومبخش ازدواج است. تحقیقات نشان داده است که صمیمیت جنسی با صمیمیت عاطفی در ارتباط است (گریف، 2001) همچنین مشکلات جنسی به سادگی در متن یک رابطه زناشویی سست و لرزان پدیدار میشود...
اگر زوجی در روابط زناشویی کامیاب باشند از بسیاری از مشکلات به راحتی در میگذرند و زندگی خوبی را سپری میکنند. برعکس نبودن یک رابطه جنسی مناسب زمینه را برای دامن زدن به مشکلات جزیی و تبدیل آن به مشکلات بزرگ مهیا میسازد. به بیان دیگر میخواهم اینطور بگویم که عوامل دیگر از جمله پول، شغل، فرزندان و تاثیر دیگر افراد و دخالت آنها در خانواده، تا زمانی که رضایت جنسی وجود دارد تاثیر قابل ملاحظهای بر گسیختگی خانواده ندارد و هیچ یک از عوامل بالا در صورت عدم رضایتجنسی و زناشویی نمیتوانند از فروپاشی خانواده جلوگیری کنند.
براساس این نظریه، لذتجویی جنسی اختصاص به سن خاصی نداشته و به تعبیری دیگر فراسنی محسوب میشود. مجموعه لذات از جمله لذت جنسی، برای تمام سنین امری غریزی و خدادادی است. تفاوت موجود فقط به خاطر شیوه تظاهر آن است. در برخی پژوهشهای معدودی که در ایران انجام شده است عامل 40 درصد طلاقها، عدم رضایت جنسی عنوان شده است بنابراین آیا به نظر شما لازم نیست در جهت آموزش جنسی خانوادهها، از جمله زوجین جوان و جلوگیری از تبعات اجتماعی بعدی طلاق اقدام عاجلی صورت پذیرد؟! در حالی که به راحتی میتوان با آموزش جنسی زوجین جوان که در آغاز راه زندگی هستند از بروز مشکلات جنسی و اختلافات زمینهساز طلاق پیشگیری کرد.
گاهی مردان با برخی عادات و اعمالشان باعث میشوند همسرشان نسبت به رابطه با آنها سرد شود و شور و شوق رابطه زناشویی را از دست بدهد. اگر شما هم جزو این گروهید، بهتر است در برخی عادات و رفتارهایتان تجدیدنظر کنید. خصوصیات مردانی که از چنین عاداتی رنج میبرند به شرح زیر است...
* مردانی كه با فیزیولوژی یا عملکرد بدن همسرشان هیچ آشنایی ندارند.
* مردانی كه در رابطه زناشویی با همسرشان بسیار خشن رفتار میکنند.
* مردانی كه نظافت مناسبی ندارند.
* مردانی كه بهداشت شخصی پایینی دارند؛ مثلا دهانشان همیشه بوی بد میدهد، ناخنهایشان بلند و ناپاک است، بدنشان بوی عرق میدهد، پاها و جورابهای بدبو و كثیف دارند و...
* مردانی كه بیش از حد طبیعی به ظاهر، قیافه و سرو و وضع زنان اهمیت میدهند.
* مردانی كه مدام از همسرشان رضایت در یک فعالیت زناشویی را میپرسند و به جای اینكه به عشقورزی در رابطه رو بیاورند، صرفا به رضایت جسمی توجه میكنند.
* مردانی كه خیلی نگران عملكرد و توان زناشویی خود هستند؛ مثلا مدام بر این تصورند كه زودانزالی دارند، آلت تناسلیشان كوچك است یا چهره جذابی ندارند یا...
* مردانی كه در رابطه زناشویی، فقط خود را میبینند و به همسرشان توجه ندارند.
* مردانی كه بلافاصله پس از اتمام فعالیت زناشویی، به لحاظ احساسی و عاطفی از همسرشان دور میشوند.
* مردانی كه عادات شخصی ناپسند دارند؛ مانند دست كردن در بینی و...
* مردانی كه دوست ندارند به همسر خودشان عشقورزی و محبتی نشان بدهند.
* مردانی كه اشتغال ذهنی وسواسگونه و بیش از حدی به بدن خود دارند.
* مردانی كه تندخو و پرخاشگرند و اهل خوشرفتاری نیستند.
* مردانی كه همسرشان را دوست ندارند و نسبت به او هیچ احساسی ندارند.
* مردانی که در رابطه زناشویی خود از فیلمهای مبتذل الگوبرداری میکنند.















