زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در علم ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۱] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. [۲]در کشورهای ایران و افغانستان که از تقویم هجری خورشیدی استفاده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.
 
واژه نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:[۴]۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.[۵]

 واژه نوروز در الفبای لاتین

در متون مختلف لاتین، بخش نخست کلمه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی مواقع با فاصله نوشته می‌شود. اما به اعتقاد دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این کلمه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای کلمه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی مراعات می‌شود.

تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،[۷] اما این جشن، قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است.[۸] ابداع نوروز در شاهنامه، بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۹]برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد.[۱۰] همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.[۱۱] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.[۱۲]

 نوروز در زمان هخامنشیان

نگاره مراسم تقدیم هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.
نگاره مراسم تقدیم هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.

کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های عمومی و منازل شخصی و بخشش محکومان را اجرا می‌نمود.[۱۳] این آیین‌ها در زمان سایر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است.[۱۴] اما مطالعات بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند،[۱۵] و هخامنشیان نوروز را با شکوه و عظمت جشن می‌گرفته‌اند.[۱۶][۱۷] شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک طرف آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.[۱۸]در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی بین ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.[۱۹]

 نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از اول تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد.[۲۰] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به حرف‌های آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات مختلف مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.[۲۱]شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه مراعات نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصول مختلف سال جاری بوده است.[۲۲]اردشیر بابکان، موسس سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۲۳]در دوران ساسانیان، ۲۵ روز قبل از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۲۴] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۲۵] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد. [۲۶]

 نوروز بعد از اسلام

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون
نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار می‌شد.[۲۷]در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از منجمان ایرانی از جمله خیام برای اصلاح تقویم ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در اول بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۲۸] بر اساس این تقویم که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این تقویم از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۲۹]نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۳۰]

 نوروز در دروران معاصر

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و عموما هرساله برگزار می‌شده است. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت علنی در برخی از کشورها توسط برخی از حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه نظیر ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف تداوم داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌صورت مخفیانه و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند.[۳۱] [۳۲] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بدون مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۳۳] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.

جغرافیای نوروز

جشن ایرانی نوروز امروزه در جای جای ایران زمین به عنوان جشن رسمی برگزار می شود.در برخی جاها نیز با وجود رسمی نبودن هر ساله شمار زیادی از مردم این جشن ایرانی را برگزار می کنند. همانند سوریه که جشن نوروز نزد کرد های ساکن سوریه از اعتبار و احترام ویژه ای برخوردار است. این جشن امروزه یکی از جشن های بنیادین آسیا شناخته می شود. نوروز در 9 کشور ایران، افغانستان[1]، تاجیکستان[2]، ازبکستان[3]، ترکمنستان[4]، قزاقستان[5]، قزقیزستان[6]، آذربایجان[7] وكردستان [8] با همین نام تعطیل رسمی است.

 نوروز در تاجیکستان

جشن نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان جشن ملی نیاکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند و به نام خیدیر ایام یعنی جشن بزرگ معروف است. مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی می‌کنند، همچنین ظروف خانه را کاملا" شسته و تمیز می‌کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم دیرینه نوروز قبل از شروع عید نوروز بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.

در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزء رسم و رسوم این ایام است، همچنین برگزاری مسابقاتی از قبیل، تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نیز در این ایام به شادی آن می‌‌افزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام باج نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان می‌کنند.

 نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می‌‌سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز می‌شود و تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده است که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با فاطمه دانسته اند.

 نوروز دركردستان

نوروز تا نخستین سال‌های تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان ترکیه پایدار ماند و سپس رفته رفته اهمیت پیشین خود را از دست داد و تنها در مناطق کردنشین و در پاره‌ای از مناطق شمال رسم وآیین نوروز موجودیت خود را حفظ کرده است.

کردهای ترکیه سال‌ها برای به رسمیت شناخته شدن نوروز در این کشور تلاش کردند.

نوروز در ترکیه خاص نواحی شرقی آن کشور است و از اعیاد ملی کردها محسوب می شود. در شهرهای جنوب شرقی ترکیه، مانند دیاربکر، اورفا، ماراش، و مرسین، نوروز مراسم باشکوهی دارد که بیشتر نماینده و منعکس کننده فولکلر مردم آن نواحی است.

از ویژگی های آن یکی نواختن پر سر و صدای سورنا و دهل و دیگری ایراد سخنرانی های آتشین در کنار کپه های آتش است. این آئین ها در میدان های بزرگ و اصلی شهرها و روستا ها برگزار می گردد و جمعیت انبوهی از زن و مرد، در حالی که دست هم را می گیرند، به دور کپه های آتش به رقص و پایکوبی می پردازند. در خانه ها پختن شیرینی های خانگی و غذا های خاص نوروز از سنت های دیگر مراسم نوروزی است.

در غرب آن کشور تا همین اواخر خانواده های کرد آئین های نوروز را در داخل خانه ها و بطور خصوصی بر گزار می کردند، چون اساساً دولت ترکیه منکر وجود یک اقلیت چند میلیونی کرد در آن کشور بود و آن ها را « ترکان کوهستانی » می نامید. افزون بر انکار حقوق قومی و فرهنگی آن ها، در قوانین اساسی کشور، مردم عادی نیز آن ها را غیر خودی و بیگانه می انگاشتند. به طوری که در شهرهای غربی، مانند آنکارا، استانبول، و ازمیر، اگر کردی بی احتیاطی می کرد و در کوچه و بازار به زبان مادری خود سخن می گفت ، بسیار احتمال داشت که عواقب وخیم آن دامانش را بگیرد.

اما از اواسط دهه 1980به این سو و با بالا گرفتن اعتراضات کردها، به ویژه با پیدایش حزب کارگران کردستان، بر گزاری مراسم نوروز در ترکیه نه فقط صورت علنی و آشَکار به خود گرفت، بلکه آئین های آن به یک نماد اعتراضی درآمد و به وسیله ای برای ابراز مخالفت با سیاست های دولت تبدیل شد و شکل نوعی پرچم سیاسی گرفت.

از آن پس هر سال در میدان های شهرها انبوه جمعیت کردان به دور کپه های آتش گرد می آمدند و به سیاست های تبعیض آمیز و شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر شرق کشور اعتراض می کردند. به تدریج، با افزایش تعداد کپه های آتش و بالا گرفتن شعله های آن ها، شعارها هم تندتر شد و گه گاه تمایلات جدائی خواهانه هم در میان آن ها به گوش رسید.

در زمان نخست وزیری خانم تانسو چیلر، که مذاکره برای پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا وارد مراحل تازه ای شد، آن اتحادیه در صدر فهرست اصلاحاتی که انجام آن ها را از ترکیه خواستار شد، به رسمیت شناختن حقوق اقلیت ها بود. مضافاً این که یک فرستنده تلویزیون کردی به نام « روژ »، که برنامه های آن از اروپا به وسیله ماهواره پخش می شد، دولت ترکیه را ناچار به قبول واقعیت حضور کردها در جامعه کرد، و از آن پس آشکار شد که یک اقلیت قابل ملاحظه، که به علت فقدان آمار رسمی جمعیت آن را بین 12 تا 15 میلیون می زنند، در جامعه وجود دارد و این جمعیت عظیم دارای زبان و فرهنگ و آئین های متفاوتی است.

از آن پس، به تدریج، نحوه نگرش ترک ها به کردها تغییر یافت. آن ها از صورت قومی ناشناس و غیر خودی در آمدند و تبدیل به « هموطنان کرد » شدند. به آن ها بدواً اجازه محدود تأسیس رادیو و تلویزیون کردی (با زیر نویس ترکی) دادند و در پی آن کردها توانستند حزب سیاسی خودشان، یعنی " حزب جامعه دموکراتیک" ( DTP ) را تأسیس کنند که در دوره کنونی پارلمان 21 نماینده در مجلس دارد، و سرانجام روز اول فروردین با تصویب مجلس به عنوان نوروز، ( NEV RUZ ) با تصویب مجلس تعطیل رسمی و دولتی اعلام شد. عبدالله گل رئیس جمهور و رجب طیب اردوغان نیز از برگزار کنندگان مراسم نوروز در ترکیه هستند که این مراسم ایرانی را تا کاخ ریاست جمهوری و نخت وزیر هم برده اند.

اما در این میان واقعه غیر منتظره ای اتفاق افتاد، و آن این که، بعد از اعلام آزادی برگزاری مراسم نوروز در سراسر ترکیه و تعطیل رسمی و ملی، نه فقط همه آن جوش و خروش پیشین و شعر و شعارهای آتشین و کنایه آمیز سیاسی به یکباره فرو کش کرد بلکه حتی در خانه ها هم تدارکات و هیجانات نوروزی تقریباً به دست فراموشی سپرده شد.

حالا دیگر در این نواحی آن مراسم شور انگیز تقریباً بکلی ترک شده و این قبیل شادی ها و مراسم جمعی را فقط در عروسی ها می توان دید. گویا بعد از حصول آزادی دیگر نیازی به پرچم آزادی نیست.