با اين حال مفهوم ريسك در ذهن بسياري از انسان‌ها به معناي مالي آن به كار مي‌رود. ريسك مالي يعني اينكه پول را در راهي به كار ببرند كه احتمال از دست دادن آن وجود داشته باشد. با اين حال ريسك در مورد هر چيزي كه به كار رود اين مفهوم را مي‌رساند كه احتمال از دست دادن آن چيز يا تهديد آن وجود دارد.

البته ريسك به طور مطلق هميشه به معناي از دست دادن نيست. در تئوري بازي و سرمايه‌گذاري ريسك تنها يك مقياس براي ناسازگاري نتايج پيش‌آمده است. بيمه يك مثال كلاسيك از سرمايه‌گذاري است كه ريسك توليد مي‌كند. خريداران مبلغي را به عنوان ضمانت مي‌پردازند تا از آنها در برابر از دست دادن كالايشان محافظت شود.

يكي از ريسك‌هايي كه بسياري از مردم جهان حاضرند آن را بپذيرند، ريسك شركت در لاتاري‌ها و خريدن بليت‌هاي بخت‌آزمايي است. اغلب تصور مي‌شود كه اين ريسك ريسك كوچكي است. پول اندكي مي‌پردازيد و در مقابل احتمال دارد جايزه فوق‌العاده بزرگي برنده شويد. درست!

اما كارشناسان معتقدند كه برخلاف تصور عمومي، اين ريسك، جزو ريسك‌هاي بزرگ محسوب مي‌شود زيرا در اين شرايط درصد باخت (پرداخت پول در برابر هيچ) بسيار بيشتر از درصد برد پولي بزرگ در برابر پول اندك بليت است.

در نتيجه بزرگي ريسك آنگونه كه تصور عمومي بر آن است، در درجه اول به ميزان باخت دلالت ندارد، بلكه مهم است كه چند درصد احتمال برد در آن ريسك وجود دارد.
امروزه از راه‌ها و فرمول‌هاي زيادي براي به دست آوردن ريسك استفاده مي‌شود.

دانشمندان، كارشناسان و حتي بازرگانان ترجيح مي‌دهند پيش از انجام هر كاري درصد ريسك آن را محاسبه كنند. اگر شما در بورس سهام داريد احتمالا با فرمول‌هايي كه براي محاسبه ريسك در بورس به كار مي‌روند هم آشنايي داريد.

در خريد و فروش كالا، زمين و ... هم راه‌هايي براي تقريب ميزان ريسك وجود دارد. اما وقتي پاي روابط انساني به ميان مي‌آيد، محاسبه ريسك كمي سخت‌تر مي‌شود. اينكه در ارتباط با يك انسان ديگر چقدر ريسك وجود دارد را از هيچ فرمولي نمي‌توانيد به دست بياوريد.

براي حل اين مشكل هم راه‌هايي وجود دارد. حس ترس، يكي از راه‌هاي جلوگيري از ضرر بزرگ در شرايط انساني است كه در ما انسان‌ها به وديعه گذاشته شده است. در بسياري از موارد اين حس به كمك انسان مي‌آيد و او را از انجام كاري كه ريسك بزرگي در آن است وامي‌دارد.

اما اگر با اين حس درست برخورد نشود، لحظه به لحظه بزرگ‌تر و بزرگ‌تر مي‌شود تا جايي كه مانع از انجام كارهاي ساده هم مي‌شود. با اين حال افراد موفق كساني هستند كه از ريسك كردن نترسيده‌اند. ترسشان را كنترل كرده‌اند و نگذاشته‌اند روز‌به روز گسترده‌تر شود.

براي تعيين منطقي بودن يا نبودن ريسك در روابط انساني بايد تا آنجا كه ممكن است اطلاعات جمع‌آوري كرد. شناخت را افزايش دارد و فرصت‌ها را در نظر داشت.