سفره هفت سین را آماده کنیم
![]() |
سبز، ساده، سريع! سبزه هفت سين هم ساده است هم زيبا. درست كردنش در خانه به اندازه خريدنش ساده است. اگر براى سال تحويل سبزه خوب مى خواهيد، ده تا پانزده روز قبل از عيد بايد دست بكار شويد. اگر هم ميخواهيد روز سيزده بدر، سبزه تازه اى را گره بزنيد، الان كه اين مطلب را مى خوانيد، مي توانيد دست به كار شويد، هنور دير نشده است.
گندم، عدس ، ماش! همه اينها ميتوانند سبزه هفت سين تان باشند.البته بين خانواده ها گندم بيشتر طرفدار دارد، اما ميتوانيد هر كدام را كه خواستيد انتخاب كنيد. كافيست مقدارى از آن را خيس كنيد و لاى پارچه مرطوب چند روزى بگذاريد. بعد از جوانه زدن ، داخل ظرفى كه مى خواهيد بريزيد و هر روز مرطوبش كنيد تا سبز شود. درهرحال دقت كنيد كه سبزه اي كه شما سبز مي كنيد نشان دهنده سليقه شماست؛ پس بهتر است كه از همان ابتدا ظرف مناسبي را براي آن در نظر بگيريد.
عروسكهاى مختلف با سر سبزه اى از ابتكارات اين چند سال است كه معمولاً بچه ها طرفدارش هستند، اگر دوست داشتيد مي توانيد با اين كار دل بچه هايتان را هم شاد كنيد.
بقیه در ادامه مطلب
هفت سین و ایرانیان
- پارسی باشد؛
- با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛
- ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛
- خوردنی باشد؛
- اسم مرکب نباشد؛
- برای بدن سودمند باشد؛
بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگیها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمیتوان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگیها را دارا هستند:
- سیر : به نام و عنوان اهورامزدا
- سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند)
- سبزی: به نام فرشتهٔ اردیبهشت
- سنجد : به نام فرشتهٔ خرداد
- سرکه: به نام فرشتهٔ امرداد
- سمنو : به نام فرشتهٔ شهریور
- سماق: به نام فرشتهٔ بهمن [۱]
هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز میشوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانوادههای ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره میچینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال میکنند.
آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده میشود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره میگذارند.
معنی سین های هفت سین
معنی سین های هفت سین
اولین سین سنجد
سنجد نماد سنجیده عمل کردن است . سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس با خویشتن عهدکند که درآغاز سال هرکاری را سنجیده انجام دهد . سنجد نشانه گرایش به عقل است . ا�ترام به تفکر و ترویج و خردمندی . اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ .
دومین سین سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد .
سومین سین سبزه
سبزه پس از سنجد و سیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است . سبزی با خود شادابی نیکویی و زندگی را بهمراه می آورد . من با خویشتن عهد میکنم که دراین سال شاد و خوش خلق وخوش اخلاق باشم . رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه میدارد و به ما آرامش میدهد .
چهارمین سین سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت وعضو عدالت و قدرت است .
پنجمین سین سیر
سیر به نشانه دست نگه داشتن از تجاوز به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم . سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت برجهان بنگرد که انسان قانع از نفس کری�ش برتر از انسان قانع به دارندگی ثروت است . پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را برسرسفره مینهیم تا انسانی عاقل سالم شاداب قوی و قانع باشیم . سیر چشمی و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر میباشد .
ششمین سین سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است . واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و ز�مت است و هیچ انسان متعهد و بامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد . خداوند زمین وآسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و سرکه گویای نکته ایست از تسلیم دربرابر رخدادهای ناگوار زندگی .
و هفتمین سین سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است . سماق نماد صبر و بردباری و ت�مل دیگران است . صبر به انسان میاموزد که درگذر زندگی خستگی را بایدخسته کند وکام را بیابد .
چهارشنبه سوری
ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
جشن دیگان (شب یلدا شب چله)
| جشن دیگان (شب یلدا شب چله) |
|
|
در ماه دی ، غیر از روزِ ماه که اورمزد نامیده میشود و نام خداونداست ، سه روز دیگر به نامهای دی بآدُر ، دی بهمر و دی بدین وجود دارد. بنابرین جشن دیگان برابرست با یکی از این روزها در ماه دی که دوم ، نهم و هفدهم در تقویم خورشیدی است . در ایران باستان جشن دیگان نخستین بار در روز اومزد در ماه دی ، که خرم روز نیز نام داشت برگزار میشده است.در این روز که روز پس از شب چله است ، پادشاه و حاکم شهر دیدار عمومی با مردم داشته اند . اکنون نیز برخی از زرتشتیان در برخی از شهرها و روستاها یکی از روزهای دی یا همه آن را جشن میگیرند. همانند جشنهای ماهیانه دیگر ، کوشش میکنند تا در محلهای عمومی مانند آدریان و آتشکده گرد هم آیند و جشن دیگان را با سرور و شادمانی برگزار کنند. دی به آذر روز از دی ماه برابر با هشتم دی در گاهشماری ایرانی واژه ی دی که در اوستا «دتهوش»(Dathush) یا «دزوه»(Daz-vah) می باشد به مانک دادار یا آفریننده و آفریدگار است که همیشه به مانند صفتی برای اهورامزدا آورده شده. واژه ی «دی» از مصدر «دا» آمده است که در اوستا و فارسی هخامنشی و سانسکریت به مانک دادن، آفریدن، ساختن، و بخشیدن، است. در پهلوی «داتن»(Datan) و در فارسی «دادن» شده است و «داتر»(Dater) که در پهلوی «داتار» و در فارسی «دادار» یا آفریدگار گفته می¬شود و در خود اوستا در آفرینگان گاهنبار بند 11 صفت دتهوش برای دهمین ماه سال بکار رفته است. ابوریحان بیرونی درباره ی دی می گوید: «... دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هردو به نام خداوند است که هرمزئ نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار. در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هرکس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و پاسبان نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت : من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه ...» |
روش تهیه میوه خشک برای آجیل شب یلدا
| روش تهیه میوه خشک برای آجیل شب یلدا | |||
| |||
|
یکی دیگر از تنقلات مفید و شیک شب یلدا آجیل میوه های خشک است که نه تنها برای این شب بلکه همیشه میتواند برای کودکان ما جایگزین تنقلات ناسالم شود که جدا از خشک شدن با دستگاههای مخصوص و تهیه ی آنها از آجیل فروشی ها، می توان آنها را در منزل وبه دو روش ساده خشک کرد:
روش اول: هر نوی میوه ای را به دلخواه پس از شستشو و هر کدام که میشود با پوست نیز مصرف کرد را برش داده و حلقه حلقه کنید و بر روی فویل یا سینی که روی شوفاژ یا فن قرار داده اید پهن کنید. از یک پارچه ی تمیز وسفید استفاده کرده و روی آنها را بپوشانید تا نور مستقیم به آنها نرسد که اگر شوفاژ یا فن در جای تاریکی باشد بهتر بوده و نیازی به پارچه نخواهد بود. پس از یک روز برای جلوگیری از چسبیدن میوه ها به فویل یا سینی آنها را بر گردانده و جابه جا کنید تقریبا با این روش پس از سه تا چهار روز میوه های خشک شما آماده خواهند بود. روش دوم :میوه های شسته و آماده شده را بر روی سینی یا روی پارچه ی سفید تمیزی که روی یک میز یا سطحی که از زمین بالا تر است پهن کرده اید بریزید ودر جایی کاملا خشک و تاریک قرار دهید و باز پس از یک روز آنها را برگردانده و جابه جا نمایید .در این روش که طبیعی تر و بهتر است، بین 7 تا 8 روز طول می کشد تا میوه های شما خشک و برای مصرف آماده شوند. | |||
آذر روز از آذرماه برابر با 9 آذر در گاهشماری ایرانی
«نماز به تو ای آتش، ای بزرگ ترین آفریده ی
اهورامزدا و سزاوار ستایش»
یسنا 62، بند 9
روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر»(Atar) نام دارد؛ آذر ایزد ِویژه ی همه ی آتش هاست و از احترام ویژه ای نسبت به سایر آخشیج ها (عناصر) برخوردار می باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.در صفحه ۲۵۶ ترجمه ی آثارالباقيه از ابوريحان بیرونی درباره ی این جشن آمده است :
«... روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند ...»در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته اند.
بهترین سفره هفت سین 1390
جهت سفارش با شماره ۲۲۲۱۲۱۸۷ و ۰۹۱۲۶۰۷۸۵۲۹ تماس حاصل فرمایید.
به ادامه مطلب توجه فرمایید.
بهترین سبزه - هفت سین - سبزه آرایی مدرن و زیبا



طرز تهیه سبزه زیبا و مدرن






سبزه آرایی مدرن و زیبا
۲۲۲۱۲۱۸۷ و ۰۹۱۲۶۰۷۸۵۲۹
سبزه آرایی - سفره هفت سین
طرز تهیه سبزه های مدرن و زیبا و بامزه





تخم مرغ هفت سین
تخم مرغ ترسناک هفت سین
![]()
بهترین تخم مرغهای هفت سین
انواع تخم مرغ مجلل هفت سین


سبزه آرایی - میوه آرایی - سفره هفت سین



منبع: کتاب سبز
جهت سفارش با شماره ۲۲۲۱۲۱۸۷ و ۰۹۱۲۶۰۷۸۵۲۹ تماس حاصل فرمایید.
سبزه آرایی - میوه آرایی - سفره هفت سین



منبع: کتاب سبز
جهت سفارش با شماره ۲۲۲۱۲۱۸۷ و ۰۹۱۲۶۰۷۸۵۲۹ تماس حاصل فرمایید.
سبزه سفره هفت سین - جدید و زیبا و مدرن



برگرفته از سایت مرقوم در بالا
جهت سفارش با شماره ۲۲۲۱۲۱۸۷ و ۰۹۱۲۶۰۷۸۵۲۹ تماس حاصل فرمایید
مدلهای سبزه - متنوع و مدرن و زیبا



منبع: کتاب سبزه
جشن آبانگان
• جشن و يسنه
واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است.
• آب مقدس
روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.
هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»
استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»
در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند.
بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.»
همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.
زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند.
در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است.
در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.»
در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود.
• آناهيتا
ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پيشى مى گيرد.
اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد.
روشهای بهداشتی و درمانی در ایران باستان
حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید
سوالاتی از دکتر کوروش نيکنام پژوهشگر در مورد جشن مهرگان
"زرتشتيان و ايرانيان همچنان به ياد گذشتگان خود ، جشن مهرگان رو گرامی می دارند و اون رو برگزار می کنند. اين جشن بعد از نوروز ، از اهميت ويژه ای برخوردار است. به دليل اينکه هر دو جشن سرآغاز دو فصلی است که در ايران باستان بوده.
مهرگان در ادبیات و در بین بزرگان
کوتاهی از آن اشاره می شود و چند بیت از چامه ی برخی از چامه سرایان (شاعران) در زیر می آید:
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی كن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ
وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد
بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان
«مسعود سعد سلمان»
.
مهرگان؛ ديروز و امروز
| ايرانيان بپاسداشت رهايی از چنگال انديشه و ظلم بيگانه «جشن مهرگان» را بنياد گذاشتند. |
سفره ی مهرگان
هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگورسفید، انجیر، كُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیرخشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوهای خوش همچون اسفند و عود و کُندر.
ادعای سوم جشن مهرگان
مهرگان جشن پاسداری ِ پيمانهای اجتماعی است. يعنی جشن ِ «انسان». موجودی که هويت ممتاز خود را در گرو همين پاسداری يافته است. اگر نوروز را روز «زمين» ناميدهاند، چنانچه مهرگان نيز به اندازهی نوروز شهرت میيافت هيچ دور از انتظار نبود که آن را روز «انسان» بخوانند. بیترديد انسان و ميثاقهای او در ادوار کهن مخصوصا ً در جايیکه زادگاه تاريخی کشاورزی است با محصول و جانورانی که پيرامون زندگی کشاورزان هستند در هم میتند. زمان وقوع مهرگان بر اين نکته دلالت دارد.
در مثل میگوييم «جوجهها را آخر پاييز میشمارند». بیدليل نيست که خشثرپاون ِ (شهربان) ارمنستان در جشن مهرگان بيست هزار کره اسب بهرسم ارمغان به دربار هخامنشی هديه میفرستاد.آمد خجسته مهرگان، جشن بزرگ خسروان
نارنج و نار و ارغوان آورد از هر ناحيه
و
ادعای دوم
گفتيم که مهرگان با ايزدمهر ارتباط دارد. اين بار نيز به التفهيم بر میگرديم و پاورقی شادروان جلالالدين همايی را میخوانيم:
«پارسيان را قاعدهی کلی بود که هرگاه نام ماه بر نام روز يکی میشد آن روز را جشن میگرفتند و نام اين روز را به الحاق لفظ «گان» میگفتند. بنابراين دوازده جشن داشتند به اسامی فروردينگان، ارديبهشتگان، خردادگان، ... لفظ گان در اين کلمات و همچنين دهگان و صدگان و هزارگان ... متضمن معنی جمع و تکرار است.»

ادعای نخست
شانزدهم روزاست از مهرماه و نامش مهر١ و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو. آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت٢ و روزها که سپس مهرگان است همه جشناند، بر کردارِ آنچ از پسِ نوروز بود. و ششم آن مهرگان بود و رام روز نام دارد٣ و بدين دانندش.» توضيح ابوريحان با همين عبارت «و بدين دانندش» خاتمه میيابد. دقيقی در بيتی میگويد:
مهرگان آمد جشن ملک افريدونا
آن کجا گاو بپروردش برمايونا
جشن مهرگان
۱۰ مهر عید مهرگان بر همگی مبارک
جشن مهرگان يكى از كهن ترين جشن ها و گردهمايى هاى هندو ايرانى است كه در ستايش و نيايش ايزد بزرگ و كهن هندو ايرانى به نام مهر يا ميترا (در اوستا و پارسى باستان «ميثره»، در سانسكريت «ميتره»)، ايزد نام آور روشنايى، پيمان، دوستى و محبت و خداى بزرگ دين مهرى (و ميترائيسم بعدى) برگزار مى شود.
مهرگان
ادعای نخست
ادعای دوم
سوم آنکه
سفره ی مهرگان
مهرگان؛ ديروز و امروز
مهرگان در ادبیات و در بین بزرگان
سوالاتی از دکتر کوروش نيکنام پژوهشگر
جشن امردادگان
واژه اوستایی امرداد امرتاته (Amertata) است که به چم بی مرگی است .و اگر الف آن را پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد. امرداد روز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان می باشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است اين جشن متعلق به امشاسپند امرتات که مظهر جاودانگی و تندرستی و دير زيستن استواژهی امرتات، از سه بخش درست شده است : «اَ» + «مَر» + «تات» که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم، از ریشهی مصدری «مَر» به مانک «مرگ» و بخش سوم پسوند «كاملی»، «رسایی» و «سالمی» را میرساند. همانطور که امرداد به معنی بی مرگی است ، مرداد به چم مرگ و نیستی است.بنابراین شایسته است که این کلمه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بی مرگی است ، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست و در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنیها بشمار میرود و همواره با خرداد در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام»در جهان مینوی نیز از این دو امشاسپند است. نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزار خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند. چون امرداد فرشته جاودانگی و بی مرگی است اين فرشته نماينده آخرين مرتبه کمالاتست . صفات پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت به آبادی زمين و پاکی و نظافت بطور مشروح بيان شد نظر به همان صفات پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند و خود را برای پيروی از فرشته مذکور آماده می ساختند .ابوريحان در صفحه ۲۵۰ ترجمه فارسی آثارالباقيه می نويسد ((امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آنروز را بواسطه اتفاق افتادن دو اسم با هم جشن می گرفتند معنای امرداد آنست که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشته ايست که بحفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است و زائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است))
جشن تیرگان
تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی
در این پیكار/ در این كار/ دل خلقی است در مشتم/ امید مردمی خاموش همپشتم/ .../ مرا تیر است آتش پر/ مرا باد است فرمانبر/ و لیكن چاره امروز زور و پهلوانی نیست/ رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست/ در این میدان/ بر این پیكان هستیسوز سامان ساز/ پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز» (سیاوش كسرائی).
در چنین روزی آرش، یكی از نامآوران تاریخ اساطیری ایران، جان خود را در تیر كرد.
در زمان پادشاهی منوچهر، پادشاه پیشدادی، بر ایران و فرمانروایی افراسیاب بر توران، جنگی میان ایران و توران در گرفت. سپاه ایران در طبرستان به تنگی افتاد. پس از نبردی فرسایشی و خسته كننده عاقبت دو طرف به آشتی رضا دادند. منوچهر از افراسیاب درخواست كرد كه به اندازه یك تیر پرتاب از خاك او را به وی برگرداند. افراسیاب این درخواست را پذیرفت و قرار شد تیری از فراز البرز به جانب خاور پرتاب كنند. هر جا كه تیر فرود آمد، همان جا را مرز دو كشور در نظر بگیرند. سپندارمد، ایزدبانوی زمین، به منوچهر فرمان میدهد كه تیر و كمان خاصی برای این كار تهیه كند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین كماندار و نیز مردی شریف، حكیم و دیندار بود. آرش برای این مهم انتخاب شد. آرش دانست كه پهنای كشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او وابسته است. آرش برهنه شد و بدن خود را به حاضران بنمود و تا همه ببینند كه او را زخم و بیماری نیست.
پس از آن دست به چله كمان برد، به نیروی خداداد تیر از شست رها كرد و همه نیروی خود را با یاد ایران به تیر بخشید.
«آری، آری جان خود در تیر كرد آرش/ كار صدها صد هزاران شمشیر كرد آرش» (سیاوش كسرائی).
تیر سپیده دم از كوه ایریوخشونه یا به قولی دماوند رها شد، از كوهها گذشت، ایزدباد به یاری آمد و سرانجام در غروب آفتاب، در سرزمین بلخ، در ناحیهای به نام گوزكان، در كنار جیحون بر درخت گردویی كه بلندتر از آن در جهان نیست، نشست و مرز ایران و توران مشخص شد.
روز رهاندن تیر آرش كه خود ملقب به «تیز تیر» بود، مصادف است با جشن تیرگان، در ستایش ایزد تیشتر، ایزد باران آوری. جشن تیرگان از زمره جشنهای همنام شدن روز و ماه است كه روز تیر (سیزدهم) از ماه تیر در ستایش تیشتر، «ستاره تابان شكوهمند»، برپا میشود و در آن، نبرد تیشتر با اپوش، دیو خشكسالی، شكست اپوش و سرانجام ریزش باران را گرامی میدارند.
تیشتر كه احتمالا همان شعرای یمانی یا ستاره شباهنگ است، با صفاتی همچون سفید، درخشان، بلند و نور دهنده از دور توصیف شده است. او با باران آوری، ایزد بركت نیز شمرده میشود.
هر كه او را با نماز ویژه او بستاید، از او روزی بیشمار یابد. در اوستا یشتی به نام «تیشتر یشت» به ستایش این ایزد اختصاص دارد. در یكی از بندهای این یشت آمده: «تیشتر را میستاییم كه شتابان به سوی دریای فراخكرد (دریای بزرگ اساطیری ایران) بتازد، چون آن تیر كه آرش تیرانداز، بهترین تیرانداز ایرانی از كوه بینداخت ... .»
اینجاست كه تیشتر با تیر آرش مرتبط و بدان تشبیه میگردد.
به همین دلیل است كه جشن تیرگان در ستایش این ایزد با تیراندازی و شستوشو در آب همراه بوده است.
این جشن كه یكی از جشنهای مهم ایران باستان بوده، امروزه همچنان در میان هموطنان زردشتی برگزار میشود. برگزاری این جشن جنبه رسمی ندارد. خانوادههای زردشتی خاطره تیشتر بارانآور و تیر نجاتبخش آرش را با رفتن در دل طبیعت و آبپاشی به یكدیگر گرامی میدارند. آنان معمولا پیش از مراسم، نخ هفت رنگی از نخهای ابریشمی به رنگهای سبز و صورتی و بنفش و زرد و قرمز و به طور كلی رنگهای شاد، بسیار ظریف میبافند. بافتن این نخ علامت همبستگی و همازوری است و یادآور حمله دشمن به سرزمین ایران و لزوم همبستگی مردم برای بیرون راندن او.
روز جشن افراد خانواده این نخ را دور مچ دست یكدیگر میبندند و نیت میكنند. حلقه دور دست علامت پیمان بستن با یكدیگر است كه تا دشمن را از این سرزمین بیرون نرانند، بر این پیمان وفادار باشند.
این حلقه را آنان كه میبندند تا روز «باد ایزد» بر دست نگاه میدارند. از آنجا كه در روز باد، روز بیست و دوم ماه زردشتی، خبر پیروزی آرش به مردم ایرانزمین رسید، در این روز، زردشتیان نخ بسته شده به دور دست خود را باز میكنند و به باد میدهند تا نیتشان برآورده شود.
جشن تیرگان نیز مانند سایر جشنهای ایران باستان و مانند نوروز، با چیدن سفرهای همراه است. اما سفره آن ساده است و معمولا شامل آب و سبزه و آویشن و كندر میشود. آویشن گیاهی معطر و خوشبو است كه بر همه سفرههای شادی و همینطور در مراسم شادی مثل عروسی حضور دارد. به جز آویشنی كه بر سفره قرار میگیرد، معمول است زردشتیان مقداری آویشن را با گلبرگهای خشك گل سرخ در هم بیامیزند و صبح جشن تیرگان بر پاشنههای در خانهها بریزند. این كار نمودی بیرونی دارد و نشانه آن است كه در این خانه جشنی برپاست و میتوانید داخل شوید. به عبارتی، علامت دعوت است.
جشن تیرگان هر ساله روز سیزدهم تیر از ماه تیر برگزار میشود كه مصادف است با دهم تیر در تقویم رسمی كشور.
در مورد جشن تیرگان، روایتی نیز از ابوریحان بیرونی ضبط است كه در این روز هوشنگ، پادشاه پیشدادی، طبقه نویسندگان (= دبیران) را بنیان نهاد.
ظاهرا همین امر امروزه باعث نامگذاری این روز به روز اهل قلم شده است.
هخامنشیان چگونه بودند؟

قلمرو هخامنشيان در دوران اوج خود
هخامنشيان (۳۳۰-۵۵۰ قبل از ميلاد) نام دودماني پادشاهي در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به «هخامنش» ميرساندند که سرکردهٔ طايفه پاسارگاد از طايفههاي پارسيان بودهاست.هخامنشيان نخست پادشاهان بومي پارس و سپس انشان بودند ولي با شکستي که کوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهي هخامنشيان تبديل به شاهنشاهي بزرگي شد. از اين رو کوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهي هخامنشي ميدانند.
به قدرت رسيدن پارسيها و سلسله هخامنشي يکي از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس کردند که دنياي قديم را به استثناي دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهي هخامنشي را نخستين امپراتوري تاريخ جهان ميدانند.
کشور و سرزمين
پارسها مردماني ازنژاد آريايي بودند که مشخص نيست از چه زماني به فلات ايران آمده بودند. آنان از قوم آريايي پارس يا پارسواش بودند که درکتيبههاي آشوري از سده نهم پيش از ميلاد مسيح نام آنان آمدهاست. پارسها همزمان با مادها به نواحي غربي ايران سرازير شدند و پيرامون درياچه اروميه و کرمانشاهان ساکن گرديدند. با ضعف دولت ايلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان و نواحي مرکزي فلات ايران گسترش يافت.
براي نخستين بار درسالنامههاي آشوري سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربي درياچه اروميه برده شدهاست. بعضي از محققين مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسواش همان پارسيها بودهاند. تصور ميشود اقوام پارسي پيش از اين که از ميان دورههاي جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقي ايران بروند، در اين ناحيه توقف کوتاهي نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پيش از ميلاد در ناحيه پارسوماش، روي دامنههاي کوههاي بختياري در جنوب شرقي شوش در ناحيهاي که جزو کشور ايلام بود، مستقر گرديدند. از کتيبههاي آشوري چنين استنباط ميشود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان يا امراء پارسوا، تابع آشور بودهاند. پس از آن درزمان فرورتيش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استيلا يافت و اين دولت را تابع دولت ماد نمود.
مردم و طوايف
هرودوت ميگويد: پارسيها به شش طايفه شهري و ده نشين و چهار طايفه چادرنشين تقسيم شدهاند. شش طايفه اول عبارتاند از: پاسارگاديان، رفيان، ماسپيان، پانتاليان، دژوسيان و گرمانيان. چهار طايفه دومي عبارتاند از: داييها، مردها، دروپيکها و ساگارتي ها. از طوايف مذکور سه طايفه اول بر طوايف ديگر، برتري داشتهاند و ديگران تابع آنها بودهاند.
پارسها همزمان با مادها به نواحي غربي ايران سرازير شدند و پيرامون درياچه اروميه و کرمانشاهان ساکن گرديدند. براي نخستين بار درسالنامههاي آشوري سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربي درياچه اروميه برده شدهاست. بعضي از محققين مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسوا همان پارسيها بودهاند.
طوايف پارسي پيش از اين که از ميان دورههاي جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقي ايران بروند، در ناحيه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال ۷۰۰ پيش از ميلاد در ناحيه پارسوماش، روي دامنههاي کوههاي بختياري در جنوب شرقي شوش در ناحيهاي که جزو کشور ايلام بود، مستقر گرديدند. بعدها با ضعف دولت ايلام، نفوذ طوايف پارس به خوزستان و نواحي مرکزي فلات ايران گسترش يافت و رو به جنوب رفتهاند.
مطابق منابع يوناني در سرزمين کمنداندازان ساگارتي (زاکروتي، ساگرتي) (همان استان کرمانشاهان کنوني) ماديهاي ساگارتي مي زيستهاند که شکل بابلي - يوناني شدهً نام خود يعني زاگروس (زاکروتي، ساگرتي) را به کوهستان غرب فلات ايران دادهاند. نام همين طوايف است که در اتحاد طوايف پارس نيز موجود است و خط پيوند خوني طوايف ماد و پارس از منشا همين طايفه ساگارتيها (زاکروتي، ساگرتي) است، طوايف پارس قبل از حرکت به سوي جنوب دوراني طولاني را در مناطق ماد مي زيستند و بعدها با ضعف دولت ايلام، نفوذ طوايف پارس به خوزستان و نواحي مرکزي فلات ايران گسترش يافت و رو به جنوب رفتهاند.
طبق نوشتههاي هرودوت، هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بودهاند که در پارس اقامت داشتهاند و سر سلسله آنها هخامنش بودهاست. پس از انقراض دولت ايلاميان به دست آشور بني پال، چون مملکت ايلام ناتوان شده بود پارسيها از اختلافات آشوريها و ماديها استفاده کرده و انزان يا انشان را تصرف کردند.
اين واقعه تاريخي در زمان چيش پش دوم روي دادهاست. با توجه به بيانيههاي کوروش بزرگ در بابل، ميبينيم او نسب خود را به چيش پش دوم، ميرساند و او را شاه انزان ميخواند.
پس از مرگ چيش پش، کشورش ميان دو پسرش «آريارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسيم گرديد. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقي بود و هووخشتره در آن حکومت ميکرد، دو کشور کوچک جديد، ناچار زير اطاعت فاتح نينوا بودند. کمبوجيه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدي در آورد و پايتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.
شاهنشاهان هخامنشي
مهمترين سنگنوشته هخامنشي از نظر تاريخي و نيز بلندترين آنها، سنگنبشته بيستون بر ديواره کوه بيستون است. سنگنوشته بيستون بسياري از رويدادها و کارهاي داريوش اول را در نخستين سالهاي حکمراني اش که مشکلترين سالها حکومت وي نيز بود،به طور دقيق روايت ميکند. اين سنگنوشته عناصر تاريخي کافي براي بازسازي تاريخ هخامنشيان را داراست.
به واقع با وجود فراواني منابع ميانروداني، مصري، يوناني و لاتين نميتوان با تکيه بر آنها نسبشناسي کاملي از خاندان هخامنشي از هخامنش تا داريوش را به دست آورد. براي اين منظور متن سنگنوشته بيستون فرصت مناسبي را در اختيار مورخ قرار ميدهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تاييد مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهي پارسيان آغاز ميکند و به تدريج اخلاف خود را نام ميبرد: ويشتاسپ، آرشام، آريارمنه، چيش پش و هخامنش. اين تبارشناسي به دلايل مختلف مدتهاي طولاني مورد ايراد قرار گرفته بود. زيرا در اين فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشي که پيش از داريوش حکومت ميکردند يعني کوروش کبير و کمبوجيه اول به چشم نميخورد.
همين مسأله موجب شدهاست که مفسران سنگنوشته نسبت به محتواي سنگنوشته داريوش با شک و ترديد نگاه کنند و او را غاصب پادشاهي هخامنشيان بدانند که با نوشتن اين سنگنوشته سعي داشتهاست براي مشروعيت بخشيدن به حکومت خود از نگاه آيندگان، شجرنامه خود را دست کاري کند.
موافق نوشتههاي هرودوت، لوحه نبونيد پادشاه بابل، بيانيه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتيبه بيستون داريوش اول، و کتيبههاي اردشير دوم و اردشير سوم هخامنشي، ترتيب شاهان اين سلسله تا داريوش اول چنين بودهاست: (لازم به ذکر است درستي اين جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد ترديد است).
* هخامنش
* ۱ چيش پش اول
* ۲ کمبوجيه اول
* ۳ کوروش اول
* ۴ چيش پش دوم
* شاخه اصلي:
* ۵کوروش بزرگ(دوم)
* ۶ کمبوجيه دوم (فاتح مصر)
* ۷ کوروش سوم
* ۸ کمبوجيه سوم
شاخه فرعي
* آريا رومنه
* ارشام
* ويشتاسب
* ۹ داريوش بزرگ(اول)
با تحليل کلي تمامي منابع ميتوان به اين شکل نتيجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چيش پش پسر هخامنش حکمراني پارس را به پسر بزرگترش آريارامنه اعطا کرد، در حالي که پسر کوچکترش، کوروش اول به حکمراني انشان منصوب شد. پس از مرگ آريارامنه، پسر وي آرشام جايگزين وي شد ولي پس از کوروش اول پسرش کمبوجيه اول و پس از او نيز پسر وي کوروش دوم جانشين او شد. اين رويدادها در اواسط سده ششم پيش از ميلاد به وقوع پيوست.
در اين دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبيعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست يابد. مدتي بعد کوروش بزرگ بخشهاي بزرگي از مناطق خاورميانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نيز کمبوجيه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهي هخامنشي افزود.
کمبوجيه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخي دليل مرگ وي را بيماري و برخي ديگر توطئه اطرافيان ميدانند. اما مسلم است که وي در مسير بازگشت از مصر مردهاست، ولي دليل آن تا کنون مکتوم باقي ماندهاست.
پس از مرگ کمبوجيه تاج سلطنتي به داريوش از شاخه فرعي هخامنشي ميرسد. آنچه به نظر واقعي ميرسد، اين است که داريوش در زمان حيات پدر و پدر بزرگش (آرشام پدر بزرگش يا پسرش ويشتاسب پدر داريوش)، و با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داريوش در شوش در اوايل حکمراني وي، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پي بناها، اين دو زنده بودند.
* کوروش بزرگ
* کمبوجيه
بردياي دروغين (گوماته مغ)
* داريوش بزرگ
* خشايارشا (خشيارشا)
* اردشير يکم (اردشير دراز دست)
خشايارشاي دوم
سغديانوس
* داريوش دوم
* اردشير دوم
* اردشير سوم
* داريوش سوم
اردشير چهارم(ارسس)
پادشاهي کوروش بزرگ
هرودوت و کتزياس، افسانههاي عجيبي درباره تولد و تربيت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روايت کردهاند. اما آنچه از لحاظ تاريخي قابل قبول است اين است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجيه دوم و مادر او ماندانا دختر ايشتوويگو پادشاه ماد ميباشد.
در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر عليه ماد برانگيخت. در جنگ بين لشکريان کوروش و ماد، عدهاي از سپاهيان ماد به کوروش پيوستند و در نتيجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهي پارس را پايه گذاري کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.
کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضي از ايالات را به وسيله نيروي نظامي مطيع خود ساخت، همان سياست کشورگشايي را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.
کوروش بزرگ داراي دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسياي صغير و ساحل بحر الروم که همهٔ جادههاي بزرگي که از ايران ميگذشت به بنادر آن منتهي ميشد و از سوي شرق، تأمين امنيت.
در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ايران، بابل را شکست داد و آن سرزمين را تصرف کرد و براي نخستين بار در تاريخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهاي ديني خود و اجراي مراسم مذهبي خويش آزاد است، و بدين سان کورش بزرگ اصل سازگاري بين اديان و باورها را پايه گذاري کرد و منشور حقوق بشر را بنيان نهاد. کورش به يهوديان اسير در بابل، امکان داد به سرزمين يهوديه باز گردند که شماري از آنان به سرزمين ايران کوچ کردند.
اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه برابر با 3 اردیبهشت
اردیبهشت به اوستایی اشه وهیشته (ashavahishta) فراگو (تلفظ) می شود بهره (جزء) نخست این واژه اشه یا اشاست. اشه (asha) همان ارتهاشه را برخی از ریشه ar به چم (معنی) چسبیدن گرفته و آنرا به برتری (فضیلت ) گزارش (تعبیر) نموده اند به این شوند (دلیل) که برتری (فضیلت) را دستاورد(حاصل) چسبیدن چیزی خواه مینوی خواه گیتیایی به آدمی میدانند. (arta) به زبان فارسی باستان است (arta=asha) چنانکه میدانیم rt در زبان فارسی باستان (گویش جنوبی ) برابر sh اوستایی (گویش شمالی) است
اردیبهشت یا اشه وهیشته سومین روز از ماه زرتشتی ، دومین ماه ازگاه شماری ایرانی و دومین امشاسپند است امشاسپندی که خویشکاری اش (وظیفه اش ) نگاهبانی از آخشیجِ (عنصر) سودمند آتش است و چون اهورامزدا سرچشمه همه ء روشنایی ها بوده و آتشی است مینوی و سراسر پاک و راست و روشن ، این شوند (دلیل) آن شده که نمادِ گیتی و این جهانی اش یعنی آتش و روشنایی (نور) پرستش سو(قبله) قرار گیرد و نگاهبانی از آتشِ گیتی به اشه وهیشته یا اردیبهشت سپرده شود (در قرآن کریم نیز آمده الله نورالسموات والارض و یا در تورات آمده که خداوند به چهره آتش در کوه تور بر حضرت موسی آشکار شد.) و چنانکه گفته شد چون اهورامزدا سراسر راستی ، پاکی و سرچشمه اشه (اشا) است و نماینده اشه (اشا) در گیتی آتش است آتش و فروغ و روشنایی در دین زرتشتی پایگاهی ارجمند یافته . [ با نگرش بر پیوند ژرفِ سرچشمه راستی و پاکی و فروغ و روشنایی (اهورامزدا) - اساس آفرینش (اشه)- نمادآیینی و زمینی اشه (آتش )]
باید دانست که بزرگداشت سه آخشیج سودمند دیگر (آب و باد وخاک ) نیز در دین زرتشتی سفارش شده اند چون هر آنچه نیک و سودمند و راست است اهورایی است و در مسیر اشه ، پس گرامیداشت آن نیز بایسته (واجب) است .
جشن اردیبهشتگان جشن پاسداشت آتش است بدرستی دانسته نیست که در ایران باستان این جشن چگونه برگزار میشده گویا در این روز به آتشکده ها میرفتند و چون دیگر جشنها با نیایش به درگاه اهورامزدا از بخششهای همیشه نیک او سپاسگزاری کرده و با شادی این جشن را برگزار میکرده اند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه (ترجمه اکبر داناسرشت چاپ امیرکبیر1363 ) رویه (صفحه) 333 آورده است :" اردیبهشت ماه روز سوم آن روز اردیبهشت است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد و برای آنکه هر دو نام با هم متفق شده اند و معنای این نام آن است که راستی بهتر است و برخی گفته اندکه منتهای خیر است و اردیبهشت ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفته اند در اوستا مبین است تمییز دهد."
نحوه اجرای مراسم نوروز باستان در بین هموطنان زرتشتی استان یزد
|
نحوه اجرای مراسم نوروز باستان در بین هموطنان زرتشتی استان یزد | |||||
| |||||
|
شاید زرتشتیان در طول تاریخ بیشترین کوشش را برای نگهداری جشن نوروز که بخشهایی از آن به آیینهای دینی آنان تعلق دارد داشتهاند. با این وجود امروزه آیینهای نوروزی در روستاهای مختلف زرتشتی نشین متفاوت است.
بقیه را در ادامه مطلب خوانید | |||||
جشن نوروز
زمان نوروز
تاریخچه
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،
جغرافیای نوروز
<< جشن بهمنگان >>
<< جشن بهمنگان >>
بهمنگان : بهمن روز از بهمن ماه برابر با 2 بهمن در گاهشماری ایرانی
جشنی در ستایش و گرامیداشت بهمن در اوستایی "وُهومَنَه" و در پهلوی "وَهمَن" به معنی "اندیشه ی نیک" یا "بهترین اندیشه".
بخش نخست این واژه «وُهُو» از «وَنـْگـْهو» اوستایی که صفت است به معنی خوب و نیک، که در فارسی هخامنشی «وَهۇ» و در سانسکریت «وَسۇ» خوانده میشود، در پهلوی «وِه» و در فارسی «بـِه» شده است.
بخش دوم «مَنـَه» برابر است با واژه ی سانسکریت «مَنـَس» که در پهلوی «منیشن» ودر فارسی «منش» شده است.
در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می شده است که نام «دانگو» یا «دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» درباره ی بهمنجه می نویسد :
"بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه، ایرانیان در این روز بهمن سفید (نام گیاهی است که در کرانه ی خراسان و جاهای دیگر ایران می روید) با شیر خالص پاک می خورند و می گویند حافظه را زیاد می کند و فراموشی را از بین می برد، ولی در خراسان هنگام این جشن مهمانی می کنند و بر دیگی که در آن از هر دانه ی خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزی ها پدیدار است، خوراک می پزند و به مهمانان خود می دهند و برای هریک از داده های خدا سپاس به جای می آورند."
در "آثارالباقیه" نیز آورده است :
"بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیده اند، بهمن نام فرشته ی موکل بر بهایم است که بشر به آن ها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است و مردم فارس در دیگ هایى از جمیع دانه هاى ماکول با گوشت غذایى مى پزند و آن را با شیر خالص مى خورند و مى گویند که حافظه را این غذا زیاد مى کند و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانه ها و جوى ها و روغن گرفتن و تهیه ی بخور و سوزاندنى ها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام مى داد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست."
در ترجمه ی "خرده اوستا" نیز بر موکل بودن بهمن بر چهارپایان اشاره ای شده است بدینگونه که : "در جشن بهمنگان، برای اینکه امشاسپند بهمن در جهان مادى نگهبان چارپایان سودمند است، از خوردن گوشت پرهیز مى کنند."
شاعر نامدار ایرانی سده ی پنجم «على بن توسى»(اسدى توسى) در کتاب لغتنامه ی خود "لغت فرس" زیر کلمه ی بهمنجه مى نویسد :
"بهمنجه رسم عجم است، چون دو روز از ماه بهمن مى گذشت بهمنجه مى کردند و این عیدى بود که در آن روز خوراک مى پختند و بهمن سرخ و زرد بر سر کاسه ها مى افشاندند."
چنان که از نوشتار ابوریحان و اسدی توسی برمی آید گیاهی هم به نام امشاسپند بهمن خوانده میشود که در بهمن ماه یا زمستان باز می شود و در پزشکی این گیاه معروف است و در تحفه ی حکیم مؤمن و بحرالجواهر، بیخی سفید یا سرخ رنگ مانند زردک و خوشبو با اندک صلابت و کجی و خارناک تعریف شده است.
همین گیاه است که در فرانسه «Behen» خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سفید در داروخانه های اروپا به کار می بردند.
انوری گوید :
بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه
اندر آمد ز در حجره ی من صبحدمی روز بهمنجه یعنی دوم بهمن ماه
اندر آمد ز در حجره ی من صبحدمی روز بهمنجه یعنی دوم بهمن ماه
عثمان مختاری شاعر سده ی ششم نیز می گوید :
بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری تا برچینیم گوهر شادی ز گنج می
این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی
این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی
جشن خوردادگان(جشن خردادگان)
|
جشن خوردادگان(جشن خردادگان) |
|
|
خرداد روز از خردادماه برابر با 6خرداد در گاهشماری ایرانی جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد»(= خورداد) که در اوستایی «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُـردات» خوانده می شود و به معنی رسایی و تندرستی و کمال است و نام یکی از هفت امشاسپند در فرهنگ ایرانی. واژه ی اوستایی «هئوروتات» در سانسکریت و در «ودا» نیز به صورت «سَئوروَتات» آمده است. |
جشن فروردینگان
فروردین روز از فروردین ماه برابر با 19 فروردین در گاهشماری ایرانینخستین ، از جشنهای ماهانه (برابر شدن نام روز با ماه) در سال «جشن فروردینگان» یا «فرودُگ» نام دارد.این جشن به «فرَ وَ هَرهای» پاک درگذشتگان و نیاکان مربوط است، به همین دلیل ایرانیان برای شادی روان درگذشتگان خود به آرامگاه آنان میروند.

هرکس برای تهیه و بخشش «میَزد» در مراسم جشن فروردینگان، میوه یا لُرک با خود میآورد، بانوان سیر و سِداب، سیرُگ، آش و بقیهی خوراکیهای مراسم را فراهم میکنند.
موبدان لباس سپیدِ ویژهی اجرای مراسم مذهبی بر تن کرده و آفرینگان خوانی را به صورت گروهی برگزار میکنند. شرکت کنندکان نیز با نیایش ِخود، بر روان و فروهر درگذشتگان درود میفرستند و برای خشنودی روان آنها عود و کندر آتش
روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و روز فروردين از ماه فروردين که در گاهنامه ايراني به جشن فروردينگاه نام گذاري شده است، نخستين ....
جشن سده
|
جشن سده
|
|
جشن سده جشن پيدايش آتش است صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشنهاي نوروز و مهرگان ميرسد. |


