هنرمند پر آوازه - شاعر بلند مرتبه و ترانه سرای کمیاب ایران بیژن ترقی

زندگینامه

بیژن ترقی زاده ۱۲ اسفند سال ۱۳۰۸ خورشیدی در شهر تهران شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. .[۱] آتش کاروان با صدای دلکش یکی از پرآوازه‌ترین ترانه‌های اوست. بیژن ترقی ترانه های به یاد ماندنی بهار دلنشین، آتش کاروان و برگ خزان را سروده است.

ترانه" بهار دلنشین" کار مشترک بیژن ترقی با روح الله خالقی بود. این ترانه با صدای بنان ماندگار شد.

بیژن ترقی با پرویز یاحقی نیز سه ترانه ماندگار" برگ خزان"، "افسانه محبت" و "می زده" را ساخت که هر سه ترانه را مرضیه خواند.

گفته می شود بیژن ترقی سبک تازه ای را وارد ترانه سرایی ایران کرد.

محمود خوشنام ، کارشناس موسیقی سنتی ایرانی می گوید مهمترین نقش بیژن ترقی ، تقویت جنبه های روایی و داستانگونه کردن ترانه ها و افزودن جنبه های تصویری به آنهاست که این پدیده را در آتش کاروان و نیز ترانه های تصویری ای چون برگ خزان می توان دید.

به گفته آقای خوشنام، سه گانه مشترک بیژن ترقی با پرویز یا حقی، از نظر فرم و ساختار آهنگ، یکسانی هایی با هم دارند، از جمله اینکه یاحقی مقدمه وسیعی برای ترانه ها در نظر گرفت و ترقی هم در بخش شعر، جنبه های تصویری را مد نظر قرار داد.

مجموعه سروده های او در کتابی با عنوان "آتش کاروان" گرد آمده است. وی در کتاب "از پشت دیوارهای خاطره" پنجاه سال خاطرات خود را در زمینه شعر و موسیقی جمع آوری کرده و از جمله به نقل خاطرات خود با شعرا و ترانه سراهایی چون نیما یوشیج، شهریار، پرویز یاحقی، ابوالحسن صبا، رهی معیری و علی تجویدی پرداخته است.

همچنین قرار است ادامه خاطرات او در کتابی تحت عنوان "پنجره ای به باغ گل" به بازار کتاب عرضه شود.

وی در این کتاب به چگونگی سروده شدن تعدادی از ترانه های خود نیز اشاره کرده است.

بیژن ترقی از سال ۱۳۳۵ با رادیو ایران نیز همکاری می کرد.[۲]

[ترقي فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملك‌الشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت. وی در ساعت ۲ بامداد شنبه ، پنجم ارديبهشت‌ماه ۱۳۸۸ مطابق با ۲۵ آوریل ۲۰۰۹[۳] در سن ۸۰ سالگی در منزلش درگذشت.اين ترانه‌سراي پيشكسوت كه در تابستان سال ۱۳۸۷ سكته‌ي قلبي كرد و بيماري‌ا‌ش تشديد شد ، زماني گفته بود:

با اين‌كه مردم هنوز ترانه‌هاي مرا زمزمه مي‌كنند ، از يادها رفته‌ام . از وقتي مريض شدم ، كسي احوالي از من نمي‌پرسد