بیژن ترقی
بيژن ترقي متولد 1308 بود و از ترانههايش به برگ خزان، آتش كاروان، تكدرخت، طاووس و سايه ميتوان اشاره كرد.
ترقي فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملكالشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت.
بسياري از ترانهسرايان وامدار بيژن ترقي هستند
محمدعلي بهمني گفت: بسياري از ترانهسرايان به شكلي وامدار بيژن ترقي هستند.
اين شاعر و ترانهسرا همچنين عنوان كرد: من لحظات ماندگاري با بيژن ترقي داشتم؛ هم با دقايق ترانهيي او و هم با دقايق شعري او خاطرات ماندگاري در حافظه دارم.
بهمني با اشارهي به سابقهي آشنايياش با اين ترانهسرا گفت: آشناييام با بيژن ترقي به سالهايي كه در راديو با هم كار ميكرديم، بازميگردد كه من اراداتي به او يافتم. پيش از ديدن او، با ترانههاي ماندگارش آشنا بودم و دوست داشتم او را ببينم كه اين فرصت در راديو نصيب من شد. بعدها ترقي نشاني كتابفروشي را كه متعلق به خود و خانواده اش بود و سالها آنرا سرپا نگه داشته بودند، به من داد، به آنجا ميرفتم و لحظات ماندگاري با او داشتم.
او يكي از كارهاي مهم بيژن ترقي را سروسامان دادن شعرهاي نوذر پرنگ دانست و افزود: زماني كه ترقي اشعار گمشدهي پرنگ را سروسامان ميداد، بيشتر در كنارش بودم، به دليل دو جاذبه؛ يكي بيژن ترقي و ديگري نوذر پرنگ. تا زمانيكه مجموعهي نوذر پرنگ بيرون بيايد، حكايتهاي شنيدني زيادي وجود دارد و من در جاذبههاي اين دو غوطهور بودم.
بهمني همچنين متذكر شد: خيلي كمباور است كه بتوانيم نمونهاي چون ترقي در ترانهي روزگارمان داشته باشيم، نه به دليل ترانههايش؛ بلكه به دليل ارادت درونياش به موسيقي و ترانههاي ماندگاري كه چه خود ارائه داد و چه آنهايي كه ترانه را در كنار او ياد گرفتند.
نگاه انساني ترقي در ترانههايش
به اعتقاد اسماعيل اميني، زندهياد بيژن ترقي در ترانههايش همواره نگاهي انساني را دنبال ميكرد.
اين شاعر و ترانهسرا گفت: بيژن ترقي در همهي آثارش نگاهي انساني داشت، دغدغههايش دغدغههاي انساني بود و برخلاف بسياري از ترانهسراها، از دغدغههاي شخصي و روزمره سخن نگفت.
وي در ادامه افزود: ترقي به مفاهيم عام نگاه داشت؛ با اين حال، اين نگاه به مفاهيم عام موجب ابهام در شعرش نميشد و اين يكي از توفيقات بزرگي است كه او در ترانهاش بدان دست پيدا كرده بود. آن هم در ترانهسرايي كه جنسي چندان ماندگار نيست؛ ترقي دغدغههاي ماندگار را دنبال ميكرد.
اميني همچنين يادآور شد: ترقي در كارش شيوايي و سادگي زبان ترانه را با استحكام و انسجام زبان شعر در هم آميخته بود و به هواي ساده كردن ترانه از استحكام آن نكاسته بود؛ از اينرو ما در ترانههايش شيوايي و رسايي و انسجام را با هم ميبينيم.
او در پايان گفت: ترقي نسبت به منابع ادبيات كهن اشراف داشت و اين از نوع تركيبها و بدايع و تلميحاتي كه در شعرش به كار ميگرفت، كاملا روشن است. در عين حالي كه به اصالت شعر فارسي آگاه بود و در آن اصالت ريشه داشت، سعي ميكرد از زبان امروز براي بيان ترانهاش استفاده كند.
عجين شدن شعر و ترانه در كار ترقي
سيدعباس سجادي از بيژن ترقي بهعنوان ترانهسرايي ياد كرد كه زندگي و شخصيتش در آثارش تجلي پيدا كرده است.
اين شاعر و ترانهسرا عنوان كرد: به اعتقاد من، بيژن ترقي جزو آخرين ترانهسرايان و تصنيفسرايان نسلي است كه شعر و ترانه را با هم عجين كردند.
سجادي گفت: در آثار ترقي، مرز ترانگي و شعر درهم ميپيچد و گاه آن را گم ميكنيم؛ او توانست به تلفيقي زيبا و قدرتمند از ترانگي و شعر دست يابد.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: بيژن ترقي يكي از اخلاقمندترين ترانهسرايان روزگار ماست. او داراي شخصيتي مهربان بود كه افراد را به خودش جذب ميكرد و اين شخصيت مهربان او در آثارش تجلي پيدا كرده و اين تجلي بي هيچ تلخزباني بيان شده است.
سجادي در پايان يادآور شد: ميبينيم روح ترقي با موسيقي عجين شده و اين شرايطي را بهوجود آورده است كه ترانههاي او از موسيقي دروني قدرتمند برخوردار باشد كه از سويي داراي سادگي و شيوايي در زبان است. به نظرم، از جهت زباني، ترقي زباني شيرين در ترانه دارد.
ترانههاي بيژن ترقي بر دل مينشيند
همايون خرم گفت: بيژن ترقي از ترانهسرايان تراز اول موسيقي ما بود.
اين آهنگساز در پي درگذشت بيژن ترقي در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، گفت: ميتوان گفت احساس ترقي در ترانهسرايي با آهنگهايي كه به او ميدادند، انطباق داشت. من سالها با ترقي معاشرتهاي موسيقايي داشتم و ترانههاي زيبايي حاصل آن شد؛ از جمله «اشك من هويدا شد» و ترانههاي ديگري كه نسل امروز هم آنها را درك كردند.
خرم معتقد است: ترانههايي كه بيژن ترقي ساخت، با كلمات بسيار ادبي و در عين حال بااحساس بود و به همين دليل بر دل مينشست.
او يادآور شد: بيژن ترقي يار غار پرويز ياحقي بود و اولين كار ترانهسرايي را با او آغاز كرد. بهعنوان آهنگساز هروقت با او كار ميكردم، از محصول كار مشتركمان راضي بودم؛ زيرا بيان موسيقايي را كاملا درك ميكرد و كلمات و جملاتي ميساخت كه هدف را مشخص ميكرد؛ كارش چون از دل برميآمد، لاجرم بر دل مينشست.
به اعتقاد همايون خرم، ترانههاي بيژن ترقي به دليل اين خصلت، سالها مانده و مردم هنوز آنها را ميشناسند.
اين نوازندهي ويولون همچنين افزود: ما دوستان بسيار صميمياي بوديم. هميشه علاقه داشت به او آهنگي بدهند و شعر بگويد. در شاعري هم شاعر خوبي بود و اشعار و غزلهاي بسيار خوبي دارد كه بسياري از آنها تأثر ايجاد ميكند.
بيژن ترقي اوج ترانهي ملي روزگار ماست
به اعتقاد سهيل محمودي، بيژن ترقي اوج ترانهي ملي روزگار ماست و توانسته فصاحت شعر فارسي را با ترانه پيوند بزند.
اين شاعر و ترانهسرا عنوان كرد: پيشتر در ادبيات ما، ترانه يا نغمه و يا زخمه و ملودي به يك معنا بوده؛ اما آنچه بهعنوان ترانهسرايي در اين روزگار ياد ميكنيم، ميراث دوران مشروطه و پس از مشروطه است.
او افزود: از زماني كه اين گونهي ادبي استقلالي داشته، شخصيتهايي را پديد آورده و معرفي كرده است و به نظر بنده، در كساني كه اين سه كار ترانهسرايي، ملوديسازي و خوانندگي را انجام ميدادهاند، عارف قزويني فردي سرآمد است كه البته آن وجه موسيقايي كارش بالاتر است و همينطور پس از آن، اميرجاهد (پدر خانم استاد معين) حضور دارد كه او هم نيز وجه موسيقايي كارش اهميت دارد.
محمودي يادآور شد: اما با حضور رهي معيري در عرصهي شعر، تصنيف و ترانه تشخصي پيدا ميكند. گرچه گاه بهشكل موردي، اين را در شعر ملكاشعراي بهار و وحيد دستگردي ميبينيم؛ اما آنجا كه ترانهسرايي به شكل جرياني درميآيد، اين كار با رهي آغاز ميشود.
او همچنين گفت: در كنار رهي معيري و بعد از او، حتما و قطعا بيژن ترقي است كه ترانه را به يك درخشش ميرساند. بيژن ترقي در شعر فارسي كه مبناي تصنيف و ترانه است، دستي توانا دارد. او غزلسرايي است كه به تبع سبك هندي، شعر ميگويد.
محمودي سپس به آثاري كه از شاعران كهن توسط ترقي در 50 سال پيش منتشر شده است، پرداخت و گفت: ترقي اولين چاپ از ديوان كليم را با مقدمهي پرتو بيضايي 50 سال پيش چاپ كرده است. همچنين ديوان حزين لاهيجي را به همراه سفرنامهي حزين چاپ كرده است كه همهي اين آثار توسط كتابفروشي خيام منتشر شد كه بنيانگذار آن، پدر زندهياد ترقي بود و بعدها توسط او و برادرش اداره شد. منظورم اين است كه ترقي با زوايا و گوشههاي ارزندهي شعر فارسي آشنا بوده و آن زيباييها و ظرافتهايي را كه در شعر فارسي بوده، به ترانه منتقل كرده و ترانههاي ماندگاري مثل «آتشي ز كاروان بهجامانده»، «برگ خزان» و ديگر ترانههاي ماندگار را خلق كرده است كه در واقع اوج ترانهي ملي ما در اين روزگار است. همچنين اينكه شعر با ترانه پيوند خورده، نمادش بيژن ترقي است.
ترانههاي بيژن ترقي از ماندگارترينها هستند
سيدعليرضا ميرعلينقي گفت: بيژن ترقي از جمله چهار ترانهسراي بزرگ دوران برنامهي گلها و 50 سال اخير ماست.
اين تاريخنگار موسيقي و روزنامهنگار با اظهار تأسف و تأثر از درگذشت بيژن ترقي، در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: ترقي از پيشتازان تغزل لطيف شاعرانه در ارتباط با انسان و نيز طبيعت بود و طبيعت در آثارش جلوهي زيادي داشت. ترانههاي او از ماندگارترينها هستند.
ميرعلينقي افزود: همكاري ترقي با راديو از سال 34 تا 57 بود و حتا در سالهاي اخير نيز با وجود بيماري ترانه ميسرود. احترام زيادي هم براي شخصيت هنري او كه از توصيف بينياز است و هم براي شخصيت انسانياش كه از لحاظ پاكيزگي روحي و خلوص نيت يك نمونهي تك بود، قائلام. نجابت، حيا و انصافي كه در او مشاهده شد، شايد اگر بينظير نبود، كمنظير بود و متأسفم كه بگويم نه تنها يك شاعر و ترانهسرا؛ بلكه يك انسان حقيقي و نيك را از دست دادهايم.
او همچنين يادآور شد: ترانهسرايي و ترانهسازي با يك نفر جريانساز نشد؛ بلكه با چند نفر همزمان ايجاد شد. كاري كه از نسل قبل با رهي معيري و نواب صفا شروع شده بود، با چند نفر به اوج خودش رسيد؛ از جمله بيژن ترقي، تورج نگهبان، معيني كرمانشاهي، پرويز وكيلي و بهادر يگانه كه قلههاي ترانه در آن دوران بودند و كارهايشان هنوز ماندگار است. اينها همه متعلق به فضايي بودند كه به همت زندهياد داوود پيرنيا ايجاد شده بود.
ترقي از چهرههاي تأثيرگذار ترانهي ماست
عليرضا طبايي گفت: بيژن ترقي يكي از چهرههاي تأثيرگذار در ترانهي روزگار ماست.
اين شاعر و ترانهسرا در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با ابراز تأسف از درگذشت بيژن ترقي، عنوان كرد: من با بيژن سابقهي دوستي و الفت زيادي دارم و او هميشه برايم عزيز و مغتنم بوده است.
او آشنايياش را با بيژن ترقي به سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي مربوط دانست و يادآور شد: در آن سالها، در شوراي شعر و ترانهي راديو همديگر را كموبيش ميديديم و او براي صفحهي شعر مجلهي «جوانان» شعر ارسال ميكرد كه اشعارش را چاپ ميكردم.
طبايي از ديگر حوزهي خدمت بيژن ترقي در عرصهي فرهنگ ياد كرد و گفت: ترقي علاوه بر كار ترانهسرايي، در كار نشر كتاب هم بود و از اين طريق هم در راه اعتلاي فرهنگ و ادبيات اين مرزوبوم گام برداشته است.
بيژن ترقي؛ بهوجودآورندهي خاطرات شيرين
عبدالجبار كاكايي گفت: بيژن ترقي بهوجودآورندهي خاطرات شيرين و زيبايي در دنياي ما بود.
اين شاعر و ترانهسرا همچنين عنوان كرد: براي قدرداني از اين ابداع و خلق نميدانم چه كار بايد كرد؛ اما ميشود گفت به عدد همهي لحظاتي كه با دلنوشتههاي او زندگي كردم و لذت بردم، او را دوست دارم. اگر او نبود، من بي ترنم ترانهي «آتشي ز كاروان» و «اشك من هويدا شد»، حتما محرومتر بودم؛ پس ساعتهاي صادقانهاي كه با اين كلمات گذشت، بهرههاي من بود از وجود او.
كاكايي افزود: بيژن ترقي از تباري فرهنگي و فرهنگدوست بود. همهي ما كمابيش صدمههاي بيفرهنگي را چشيدهايم و اين وجودهاي شريف عزيزتر از تصور ما هستند.
او همچنين خاطرنشان كرد: هم شاعري و هم ترانهسرايي دو فضيلت توأمان بيژن ترقي بود. تنها شاعران ميدانند كلمه چه قيمتي دارد و تنها ترانهسرايان ميدانند كدام كلمه را كجا بايد ادا كرد؛ پس داشتن اين دو فضيلت متوالي، بيژن ترقي را بيژن ترقي كرد.
انتهاي پيام